به دنبال موفقیت هستی؟ بُزت را بکش!

آیا شما هم در زندگی به دنبال موفقیت هستید؟

آیا دوست داری به آرزوها و خواسته‌هایت رنگ واقعیت بپاشی؟

دوست داری سرشار از شادی و لذت باشی؟

دوست داری زندگی‌ات طعم ثروتمندی بدهد؟

اگر پاسختان مثبت است، بدانید که تنها نیستید. بیشتر مردم همین‌ها را می‌خواهند.

اما با خواندن این مطلب شاید شما هم به جمع ۵درصدی ملحق شوید که به خیالبافی اکتفا نکرده‌اند و به دنبال موفقیت رفته‌اند.

پس با خواندن ادامه این مطلب تو هم آماده شو…


وقتی کوچک بودم، داستانی بود که چند باری شنیده بودم.

البته نمی‌دانم صحت دارد یا که خیر، اما مدت‌ها بعد درکش کردم. دوست دارید برای شما هم تعریف کنم؟

 

داستان موسی و خضر

 

«زمانی موسی و خضر که هر دو از پیامبران خدا هستند، با اصرار موسی، همسفر شدند.

موسی قصد داشت با همراهی خضر از رفتارهای خردمندانه او چیزها بیاموزد.

پیش از شروع سفرشان، خضر شرط کرده بود که نباید در طول سفر هیچ پرسشی از من بکنی و به هیچ چیز هم نباید اعتراض کنی.

تنها می‌توانی با من همراه باشی و در نهایت خودت، از راز همه رفتارهای من آگاه خواهی شد.

حتماً شما هم مثل من که این داستان را برای اولین بار شنیده بودم، پیش‌بینی می‌کنید

طبق روال همه داستان‌ها، موسی در هیچ‌یک از اتفاقات، حس کنجکاوی و زبان اعتراض خود را نتوانست حفظ کند.

خب درست حدس زدید!

اما یکی از این اتفاقات همان ماجرایی است که گریبان خیلی از افراد را گرفته است و در آن نکته مفیدی در رسیدن به موفقیت و ثروت نهفته است.

اگر علاقمندید این نکته را بدانید با ما همراه باشید.

.

موسی و خضر شب‌هنگام وارد روستایی شدند.

در آن روستا مادر و دختر بسیار فقیری زندگی می‌کردند که کل دارایی آن‌ها یک بُز بود.

بزی که از شیرش تغذیه می‌کردند و لبنیات درست می‌کردند و می‌فروختند، پشمش را لباس می‌کردند.

و مَخلص کلام اینکه همه زندگی‌شان به سختی با همان یک بز می‌گذشت.

.

از قضا موسی و خضر هم، مهمان این مادر و دختر شدند تا شب را سر کنند و فردا عازم ادامه سفر خود شوند.

مادر و دختر، با شیر همان بز از موسی و خضر پذیرایی کردند.

شباهنگام که مادر و دختر خوابیدند، خضر بز را کشت و موسی را بیدار کرد که عازم شوند.

 

علت کشتن بز توسط خضر

موسی که از همه‌جا بی‌خبر بود و از این نمک‌نشناسی خضر عصبانی شده بود، لب به اعتراض گشود.

خضر شرطی که برای همسفری موسی گذاشته بود را به او یادآوری کرد.

اما موسی اصرار کرد که فقط این بار دلیل رفتارش را بگوید. خضر پذیرفت که بگوید.

خضر اینگونه گفت:

«این مادر و دختر همه زندگیشان همین یک بز بود.

همه امیدشان به این بود که این بز کمی بیشتر شیر و پشم بدهد تا بتوانند با گرسنگی کمتری بخوابند و لباسی بپوشند.

این مادر و دختر افراد توانمندی هستند.

بلدند شیر بدوشند، بلدند پشم بچینند، بلدند ماست و شیر و پنیر درست کنند. بلدند نخ بریسند، بلدند برای خودشان لباس بدوزند.

بلدند… و صدها توانایی دیگر.

اما این دو نفر با کوته‌بینی‌شان، خوشبختی و آسایش و به دنبال موفقیت رفتن و پیشرفت را بر خودشان حرام کرده‌اند.

حالا که من بز این‌ها را کشتم، مجبورند راهی دیگر برای کسب درآمدشان بیابند و هر راهی از راه فعلی‌شان بهتر است.

چرا که چشم آن‌ها را به فرصت‌هایی که دارند باز می‌کند.»

همه ما بدون استثنا در زندگی بزهای خوش خط‌وخالی داریم که مانع موفقیت ما می‌شوند.

کار فعلی، درآمد فعلی، مشتریان فعلی، محصولات فعلی، همه‌وهمه بزهایی هستند که فکر می‌کنیم بودن و نبودن ما وابسته به این‌هاست.

وابستگی‌ای که فقط و فقط در فکر و ذهن ما هستند و زنجیری که خودمان دور خودمان بافته‌ایم.

 

شاید این توصیه ظاهراً کمی سنگ‌دلانه به نظر برسد! اما فقط ظاهرش اینطور است. فریب ظاهر معصومانه‌ی بزتان را نخورید. به وقتش که رسید، بکشیدش و به دنبال موفقیت بروید.

 

و حالا می‌خواهم موضوعی را با شما همراه خوب ابر طلایی در میان بگذارم.

 

این بزها همیشه هم بد نیستند! گاهی باعث می‌شود به دنبال موفقیت بروی.

 

همین بزها می‌توانند موجب موفقیت تو شوند. باعث شوند که تو در اوج پرواز کنی.

باعث شوند که غوغایی به راه بیندازی. باعث شوند که شوری به پا کنی…

ولی شرط دارد.

شرطش این است که بدانی کی و کجا این بز را بکشی.

زود کشتنش تو را وارد بحران می‌کند و دیر کشتنش هم بدبختی‌هایت را دامن می‌زند و باعث می‌شود به دنبال موفقیت نروی.

 

همه شما می‌دانید که کرم ابریشم چگونه پروانه می‌شود؟! او با تنیدن نخ‌هایی دور خودش پیله‌ ایجاد می‌کند و بعد از مدتی رنج کشیدن درون این پیله، خانه تنگ و تاریکش را خراب می‌کند و بیرون می‌آید

 

می‌خواهید برایتان مثالی بزنم که موضوع روشن‌تر شود؟

همه شما می‌دانید که کرم ابریشم چگونه پروانه می‌شود؟!

او با تنیدن نخ‌هایی دور خودش پیله‌ ایجاد می‌کند و بعد از مدتی رنج کشیدن درون این پیله، خانه تنگ و تاریکش را خراب می‌کند و بیرون می‌آید.

اما دیگر کرم نیست. این بار پروانه شده است. پرواز می‌کند.

زیبا شده است. چشم‌ها را به خود خیره می‌کند.

همین کرم اگر زودتر از موعد از پیله‌اش خارج شود، وارد بحران می‌شود.دیگر نه آن کرم سابق است و نه پروانه آینده! حتی شاید بمیرد.

اگر دیرتر هم خارج شود، دیگر زنده نمی‌ماند که پروانه شدن خودش را ببیند. دیگر زنده نمی‌ماند که بتواند از پرواز و زیبایی لذت ببرد.

حتی اگر نداند کجا پیله کند، اسیر خواسته‌های دیگران می‌شود.

وسیله به هدف رسیدن دیگران می‌شود.

 آن وقت است که پیله را که تنید، او را در همان پیله‌اش در آب داغ می‌اندازند تا بمیرد و دیگری بتواند از پیله‌اش نخ ابریشم بسازد و بفروشد.

یعنی به جای اینکه قهرمانی بشود برای رسیدن به آرزوهای خودش، و به دنبال موفقیت برود می‌شود وسیله‌ای برای به هدف رسیدن دیگران!

 

تی اگر نداند کجا پیله کند، اسیر خواسته‌های دیگران می‌شود. وسیله به هدف رسیدن دیگران می‌شود. آن وقت است که پیله را که تنید، او را در همان پیله‌اش در آب داغ می‌اندازند تا بمیرد و دیگری بتواند از پیله‌اش نخ ابریشم بسازد و بفروشد.

 


به جای اینکه قهرمانی بشود برای رسیدن به آرزوهای خودش، می‌شود وسیله‌ای برای به هدف رسیدن دیگران!


چه زمان بزت را بکش

بزهای زندگی شما هم این‌طورند.

شما باید بدانید که چه‌زمانی آن‌‌ها را بکشید تا به‌موقع باشد و باعث پیشرفت شما.

و حتی این‌که کجا این بز را بکشید هم مهم است. اگر جای نامناسبی این بز را بکشید، نمی‌توانید آن‌طور که باید و شاید بهره‌مند شوید.

من هم با شنیدن این ماجرا بُزم را کشتم و از کاری که در گذشته داشتم و مرا از اهدافم دور کرده بود، جدا شدم.

و حتی هنوز هم گاهی اوقات با خودم فکر می‌کنم دیگر چه بزهایی در زندگی من وجود دارد که باید آن‌ها را بکشم؟


 

شما چطور؟ بزهایتان را شناخته‌اید؟ قصد کشتنشان را ندارید؟ از زمان و مکان کشتنشان آگاهید؟

معتقدید که با کشتن بز زندگی‌تان آسیب‌های جدی و غیرقابل جبران خواهید دید؟

شاید بزتان را درست نشناخته‌اید؟!

شاید با راه‌هایی شناخت بز زندگی‌تان آشنا نیستید؟!

شاید برای کشتن بزتان نیاز به آگاهی بیشتری دارید؟!

آیا به دنبال راه‌های شدنی برای کشتن بُز زندگی‌تان هستید؟

 

به شما توصیه می‌کنیم با انتخاب تصویر زیر، با  کارگاه «نقشه گنج»  بیشتر آشنا شوید:

 

کارگاه آموزشی نقشه گنج | با یاوری علی درجزینی

کارگاه آموزشی نقشه گنج | با یاوری علی درجزینی

 

 

به دنبال موفقیت

7 پاسخ
  1. سایه . says:

    سلام
    من عضو گروه تکنیکهای فروش شما هستم
    الان مطلب بزت را بکش را خوندم
    نمیدونم در مورد من صدق میکنه یانه
    من ارایشگرم ممکنه در ماه پنجاه الی دویست در امد داشته باشم که خوب نیست به نظرشما باید تغییرشغل بدم یا پیشنهاد دیگه ایی میتونید بدید
    متشکرم

    پاسخ
    • مدیر سایت says:

      سلام
      وقتتون بخیر
      متشکرم از اینکه عضو کانال ما هستید
      و به مطالب ما توجه می کنید 🙂

      کاری رو انجام بدید که دوستش دارید
      و ازش لذت می برید.

      اگر عاشق این کار هستید.
      در اون آموزش ببینید تا رشد کنید.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *