حل کردن مشکل مشتری وظیفه چه کسی است؟ |ابرطلایی|آموزش موفقیت در کسب و کار

حل کردن مشکل مشتری وظیفه چه کسی است؟

اگر میخواهید کسب و کارتان رونق بیاید مشتری را به عنوان دوست خود در کسب و کار ببینید.

با یک سوال سخنم را آغاز میکنم

شیرین‌ترین لحظات شمایی که در کار فروش هستید، چه زمانی است؟

به نظر من شیرین ترین لحظات، لحظه‌ای است که یک فروش را به اتمام می‌رسانید .

آیا با من موافقید؟

تلخ‌ترین لحظه چطور؟

احتمالاً با این نظر موافقید که مواجه شدن با مشتری‌ ای که با مشکل مواجه شده و به سراغتان آمده، یکی از تلخ‌ترین لحظات شما را

خواهد ساخت!

اما حل کردن مشکل مشتری وظیفه چه کسی است؟ و راهی برای حل کردنش وجود دارد؟

بله! راهی وجود دارد که می‌توان این لحظات تلخ را به شیرینی یک کیک شکلاتی نرم و خوشمزه تبدیل کرد!

به یک رابطه عمیق و ادامه‌دار بین فروشنده و مشتری.

رابطه‌ای که در آن یکی مدام خواهد فروخت و دیگری مدام خواهد خرید… با ما در ادامه مطلب همراه باشید.

 

 راهی وجود دارد که می‌توان لحظات تلخ مواجه شدن با یک مشتری دارای مشکل را به شیرینی یک کیک شکلاتی نرم و خوشمزه تبدیل کرد! به یک رابطه عمیق و ادامه‌دار بین فروشنده و مشتری. رابطه‌ای که در آن یکی مدام خواهد فروخت و دیگری مدام خواهد خرید...

تبدیل مشتری ناراضی به یک دوست همیشگی

 

برای این‌که یک مشتری ناراضی، عصبانی یا سردرگم را به یک دوست همیشگی تبدیل کنید، این نکته طلائی را فراموش نکنید که:

 

 «مشکل مشتری، مشکل خود شماست. با تمام وجود آن را پیگیری و حل کنید»

 

اما این مشکل همیشه ممکن است از جنس نارضایتی نباشد.

این شکل ممکن است سردرگمی در انتخاب کالا یا خدمتِ مورد نظرش باشد.

این وظیفه شماست که مشکلات او را حل کنید.

 

اما چگونه می‌توان مشکل مشتری سردرگم را حل کرد؟

 

یادمان باشد که وظیفه ما به‌عنوان « قهرمانانِ فروش » گوش دادن، گوش دادن و گوش دادن به مشتریانمان است تا زمانى که بفهمیم دقیقاً چه می‌خواهند.

خوب توجه کنید:

 

«مشتری محصول ما را نمی‌خرد!  بلکه فایده ‌اى که آن محصول برایش ایجاد می‌کند را می‌خرد»

 

مثلاً چهار مشترى ممکن است به چهار دلیل متفاوت یک خودروی بنز را بخرند:

  1. مشتری اول به دلیل زیبایى، خودروى بنز را بخرد،
  2. مشتری دوم همان مدل بنز را به دلیلِ سرعت بالایش بخرد،
  3. مشتری سوم همان بنز را به دلیل امنیت بالایش تهیه کرده باشد،
  4. و مشترى چهارم هم تنها برند مرسدس بنز براى اقدام به خریدش کافى باشد!

 

4 علت خرید ماشین بنز توسط مشتری

 

پس کارِ ما « قهرمانانِ فروش  » این است که:

  بفهمیم مشترى دقیقاً به دنبال چه فایده‌اى در جنس ماست و در مورد همان فایده با او صحبت کنیم.

 

پس خوب سوال بپرسید و “وانمود” نکنید که می‌خواهید مشکل مشترى را حل کنید،

آستین‌ها را بالا بزنید و با تمام وجود حلّش کنید.

با قلبتان اقدام کنید تا دقیقاً حس کنند که براى شما مهم هستند.

و فراموش نکنید که:

        «مهمترین کار یک فروشنده حل کردن مشکل مشتری است»         

 

شما چه تجربیات ارزشمندی در مورد این مطلب دارید؟ نظر خود را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.

 

اگر به فروش و افزایش درآمدتان علاقه دارید  مطالعه چند دقیقه ای را به شما پیشنهاد میکنم که دنیای فروش را در شما تغییر دهد.

نوبل فروش به شما آموزش می دهد که چگونه فروشنده خوبی باشید.

 

        نوبل فروش       

 

اگر می خواهید ثروتمند شوید به شما پیشنهاد میکنم از از فقر تا ثروت را مطالعه کنید.

از فقر تا ثروت به شما آموزش می دهد چگونه ثروتمند شوید.

 

       از فقر تا ثروت        

 

 

 

سخن آخر از علی درجزینی

3 پاسخ
    • مدیر سایت says:

      آقای تهرانی عزیز
      سلام
      متشکرم از توجهی که نشان دادید.
      پرسش بسیار خوبی را مطرح کردید.
      اول آن که معمولاً گفتن «باید بیشتر فکر کنم» نوعی «نه گفتن» تلطیف شده از طرف مشتری است.
      باید توجه داشت که برای آن که بتوانید به عنوان یک فروشنده، فروش های راحتی داشته باشید، بتوانید مشتری را هیجان زده کنید.
      در مواجه شدن با چنین جمله ای، یکی از راهکارها آن است که بگویید:
      «بسیار عالی، اجازه بدید با هم فکر کنیم. می تونم بپرسم چه چیزی شما رو مردد کرده؟ سعی می کنم اطلاعات مفیدی بدم بهتون تا بتونید راحت تر تصمیم گیری کنید.»
      فراموش نکنید که مشتری همیشه از خرید می ترسد. باید آنقدر هیجان زده اش کنید که بر ترسش غلبه کند 🙂

      می توانید سوالاتتان دیگرتان را هم در سایت ابر طلائی مطرح کنید و پاسخ ها را نیز از کارشناسان دریافت کنید.

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *