خودم را دوست دارم!

خودم را دوست دارم!

این جمله چقدر در گفتگوهای روزانه شما با دیگران – یا مهم تر از آن با خودتان – کاربرد دارد؟

دوست داشتن خود موضوعی سوا از خودشیفتگی است. قرار نیست تمام عالم و آدم را برای خودمان و در اختیار خواسته های خودمان ببینیم. بلکه قرار است به خودمان جوری نگاه کنیم که خداوند ما را می بیند… یا نگاهی را داشته باشیم که مادرمان به ما دارد!

یک مادر نقصی در فرزندش نمی بینید، او را به خاطر اشتباهاتش کنار نمی گذارد و همیشه آماده است به او کمک کند که انسان بهتری باشد.

آیا شما زمانی که می گویید خودم را دوست دارم، واقعا از دیدگاه یک مادر مهربان این را می گویید؟ یا با اولین اشتباه خودتان یا بی مهری دیگران، قرار است خود نازنینتان را مورد خشم و غضب قرار بدهید؟

 

خودم را دوست دارم … یا نه؟

شاید تصور کنید خودتان را دوست دارید.

برای اینکه بفهمید واقعا خودتان را دوست دارید یا نه، این شرایط را تصور کنید:

  • با وجود تمرین های زیاد، روز اجرای نهایی روی سن و جلوی تماشاگرها نقش خودتان را خراب کردید.
  • دوستانتان در آزمون ورودی یک سازمان معتبر قبول شده اند اما شما رد شده اید.
  • توی اکثر جمع ها از همه چاق تر / کوتاه تر/ کم حرف تر هستید.
  • حس می کنید نسبت به آن چه جامعه و دیگران از شما انتظار دارند، عقب تر هستید.

در شرایط بالا چه احساسی دارید؟ خشم؟ شرم؟ ناامیدی؟ آیا باز هم با آرامش و از ته دل می گویید خودم را دوست دارم؟

 

خودم را دوست دارم.

خودم را دوست دارم.

 

حالا تصور کنید این اتفاقات برای فرزندتان – یا شخص بسیار عزیز دیگری – رخ داده است.

حالا چه احساسی دارید؟ دلتان می خواهد او را در سالن تئاتر رها کنید و تنها به خانه برگردید؟ چون اضافه وزن دارد یا قدش از دیگران کوتاه تر است، نسبت به او خشمگین یا شرمسار هستید؟

آیا اگر کودک زیباتر یا باهوش تری ببینید، قید فرزند خودتان را می زنید و آن کودک دیگر را در آغوش می گیرید؟

پاسخ به این سوال ها بسیار روشنگر است.

حالا یک بار دیگر از خودتان بپرسید: « آیا خودم را دوست دارم؟ واقعا و حقیقتا؟»

 

دوست داشتن خود چه مزیت هایی دارد؟

شما، مثل من یا هر شخص دیگری، موجودی خاص و بی نظیر هستی.

وجود هر انسان مثل یک صندوق گنج می ماند. متاسفانه برای اکثر افراد در این صندوق تا آخر عمر بسته می ماند. چرا؟ چون کلید باز کردن آن دوست داشتن خود و احترام به خویشتن است.

تصور کنید سالوادور دالی خودش را دوست نمی داشت. در این حالت احتمالا تمام آثار خود را در زیرزمین خانه اش پنهان می کرد، یا اصلا دست به قلمو نمی برد! چون با خودش فکر می کرد یک موجود به درنخور چه چیزی برای ارائه به جهان دارد؟ (وقتی خودمان را دوست نداشته باشیم، همچین افکاری هم خواهیم داشت.)

من تصور می کنم سالوادور دالی روزی چند بار می گفته من خودم را دوست دارم!

کسی که خودش را دوست نداشته باشد، به الوهیت درونش اجازه ظهور و ابراز وجود نمی دهد. استعدادها و توانایی های خودش را مدفون می کند؛ و در نهایت زندگی خودش – و شاید کل جهان را – تحت تاثیر این دیدگاه های منفی قرار می دهد.

یکی از مواردی که ما در دوره مدیران برتر به آن می پردازیم، همین دوست داشتن خود است. شاید این روند در دوره خیلی واضح و برجسته نباشد، اما یکی از پایه های موفقیت دوستانی است که قبلا در آن شرکت کرده اند.

 

 

 

چگونه خودم را دوست داشته باشم؟

دوست داشتن خود معمولا یک شبه اتفاق نمیوفتد. چون ما سال های زیادی را صرف پیدا کردن دلایلی کرده ایم که خودمان را دوست نداشته باشیم.

البته یک سری تکنیک ها و روش هایی هست که با استفاده از آنها، می توانید راحت تر به مسیر دوست داشتن خود برگردید:

  • تنهایی سفر کنید! در این سفر همدم و همراه خودتان خواهید بود. به خواسته های خودتان توجه خواهید کرد و بدون نیاز به شخصی دیگر آنها را برآورده می کنید. متوجه می شوید چه رفیق خوبی برای خودتان هستید!
  • فعالیت های بدنی بیشتری داشته باشید. فعالیت فیزیکی باعث می شود هورمون های شادی و آرامش‌بخش بیشتری در بدن ترشح شود. در نتیجه نسبت به خودتان احساس بهتری خواهید داشت.
  • برای کارهای روزانه برنامه‌ریزی کنید. همین برنامه‌ریزی های کوچک شما را در کارها جلو خواهد برد. در نهایت از خودتان راضی تر خواهید بود.
  • با غریبه های بیشتری ارتباط برقرار کنید. لازم نیست حتما با آنها دوست شوید؛ اما خودتان را از پیله تنهایی و انزوا بیرون بکشید. این تمرین جادو می کند!
  • برنامه خواب و استراحت منظم داشته باشید. روح و ذهن شما نمی تواند در یک بدن خسته، شاداب باقی بماند.
  • هر زمان احساس کردید در حال نفرت ورزی به خودتان هستید؛ کمی از آن شرایط فاصله بگیرید و به خودتان به چشم فرزندتان نگاه کنید. آیا همچنان لایق آن مقدار خشم و نفرت هستید؟ قطعا خیر!

شما چه روش هایی را پیشنهاد می دهید؟

اگر روش های بالا را دوست ندارید، این پیشنهادات را عملی کنید:

  • هر روز چند دقیقه در آینه به خودتان بگویید: من خودم را دوست دارم! اوایل به نظر عجیب می آید اما کم کم اثر فوق‌العاده‌ای خواهد داشت.
  • با کودک درونتان وقت بگذرانید. هرازگاه کاری را که او دوست دارد انجام بدهید: نقاشی، دویدن در پارک، آواز خواندن، درست کردن کاردستی و…
  • به خودتان حق بدهید که اشتباه کنید، گاهی خسته بشوید، بعضی وقت ها احساسات منفی داشته باشید یا گاهی اصلا حس و حال کار کردن نداشته باشید. این شرایط هم طبیعی هستند و هم گذرا.
  • باطن زندگی خودتان را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنید. خصوصا در شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام! شما چیزی از کسی کم ندارید. آنها هم مشکلات و کاستی های خودشان را دارند.

خود شما چه ایده هایی دارید؟

 

دوست داشتن خود مهم ترین وظیفه ماست.

دوست داشتن خود مهم ترین وظیفه ماست.

 

دوست داشتن خود مهم ترین وظیفه ماست

این موضوع را دست کم نگیرید.

شما مهم ترین فرد در کل جهان خودتان هستید. من هم مهم ترین شخص در کل جهان خودم هستم. برای هر کس دیگری هم این موضوع صدق می کند.

حالا ما چطور می توانیم انسانی مفید، موفق، شاد، اثرگذار و قدرتمند باشیم اگر مهم ترین شخص دنیایمان را دوست نداشته باشیم؟

کسی که خودش را دوست داشته باشد، دیگران را هم دوست دارد. به آنها صدمه نمی زند، محیط زیست را خانه خودش می داند، کمک کردن به دیگران برایش لذتبخش است و در نهایت تحت حمایت انرژی های مثبت و سازنده قرار دارد.

همین الان با صدای بلند یا در دلتان بگویید من خودم را دوست دارم!

این مهم ترین کاری است که امروز باید انجام بدهید!

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *