عادت های قاتل انگیزه را بشناسید!

انگیزه برای موفقیت

زمانی که به یک کار یا هدف جدیدی علاقمند می شویم، انگیزه برای موفقیت در آن راه مانند آتش در وجودمان شعله ور می شود.
ابتدا احساس می کنیم آتش این انگیزه تا انتهای مسیر و دستیابی به موفقیت در قلب مان روشن خواهد ماند.
پس می رویم و در باشگاه ورزشی ثبت نام می کنیم؛ دوره های آموزشی تازه ای را آغاز می کنیم یا برخی وسایل مورد نیازی را که از قبل نداریم می خریم.

احتمالا چند هفته اول را به خوبی پیش می رویم اما کم کم آن حس آشنا به سراغ مان می آید: دوست نداریم امروز به باشگاه برویم، تکلیف کلاس را به زور انجام می دهیم یا تمرین کردن را کنار می گذاریم.
چه اتفاقی افتاد؟ ما سنگ ها را با خودمان وا کنده بودیم و مطمئن بودیم پشتکار کافی و انگیزه برای موفقیت را داریم! آیا این بار هم اشتباه کردیم؟
هدف را نادرست انتخاب کردیم؟
نکند واقعا فرد تنبل و راحت طلبی هستیم؟
چطور باید از این چرخه همیشگی خارج شویم؟
راز حفظ انگیزه برای رسیدن به موفقیت چیست؟

چطور انگیزه مان را حفظ کنیم؟

تعریف موفقیت برای شما هر چه که باشد، حفظ انگیزه برای ادامه دادن به مسیر اجتناب ناپذیر است.
بهتر است انگیزه را به چشم یک موجود زنده ببینید؛ چون مانند هر موجود زنده ای به مراقبت و تغذیه مداوم نیاز دارد.
به طور مثال شما نمی توانید ابتدای هفته غذا بخورید و انتظار داشته باشید تا آخر هفته گرسنه نشوید یا انرژی کم نیاورید! حتی اگر به یک وعده غذا خوردن در کل هفته هم عادت داشته باشید، شادابی و قدرتی که روز اول دارید قابل مقایسه با روز آخر نیست.

برای این که بتوانید خود را مقید به هدف و پرانگیزه نگه دارید روش های گوناگونی وجود دارد.
برخی از این روش ها به درد شما می خورند و باقی آنها چندان هم موثر نخواهند بود. پس این مطلب را بخوانید و آن چه را مناسب می بینید به کار ببندید.
از یاد نبرید که برای حفظ انگیزه باید هر روز سلامتی اش را بررسی کرده و خوراک لازم را به آن بدهید.

برای حفظ انگیزه و رسیدن به موفقیت از کجا شروع کنیم؟

هنگامی که زندگی افراد موفق را می خوانیم یا رازهای موفقیت را از زبان شان می شنویم متوجه برخی نکات مشترک می شویم.
این افراد همان روز یا هفته اول تمام مسیر موفقیت را طی نکرده اند و بارها شکست خورده اند.
حتی تصور تعداد شکست هایی که کسانی مثل تسلا، والت دیزنی، مادام کوری و… برای رسیدن به موفقیت پشت سر گذاشته اند می تواند ما را دلسرد کند! اما آیا خود آنها هم مایوس شدند؟ مشخص است که نه!
پیشنهاد می کنیم برای آن که در ابتدای راه ناامید و دلسرد نشوید،

این چند نکته طلایی را یادداشت کنید و به کار ببرید:

• همه چیز را یادداشت کنید. منظورمان فقط ایده های بزرگ و جملات انگیزشی مثبت نیست. هر فکر، ایده و خلاقیتی را که حتی در اتاق انتظار پزشک به ذهن تان می رسد بنویسید. روزهایی که فکر تازه ای به ذهن تان نمی رسد به همین یادداشت ها مراجعه کنید.

• روی یک کاغذ کوچک دلایلی را بنویسید که باعث شد این مسیر را آغاز کنید. روی یک کاغذ دیگر عواقب خارج شدن از مسیر را بنویسید. هر زمان حس تنبلی یا دلسردی به سراغ تان آمد، مطالب این دو کاغذ را بخوانید.

• رویاپردازی کنید. حس خوب رسیدن به هدف را در فکر و قلب تان مزه کنید. فراموش نکنید اگر این راه آسان بود، موفق شدن در آن تا این حد شیرین نمی بود.

• تفریح کنید. قرار نیست چنان در کارهای مربوط به هدف غرق شوید که شادابی و نشاط روحی و جسمی خود را از دست بدهید. اگر امکانش هست، تفریحاتی در راستای هدفی که دارید طراحی و برنامه ریزی کنید.

• برنامه ریزی روزانه انجام دهید. به طور مثال اگر می خواهید سطح زبان عمومی خود را در شش ماه تقویت کنید، هر روز باید یک قدم کوچک بردارید. یادگیری صد کلمه جدید در ماه به معنی یادگیری روزی سه لغت تازه است.

• برای خود جایزه بخرید. هدف بزرگ را به چند هدف کوچک تقسیم کنید که رسیدن به آنها ساده تر است؛ سپس خود را به هر شکلی که دوست دارید تشویق کنید.

• در جمع افرادی قرار بگیرید که هدف مشترکی دارند. هر انسانی بعضی روزها ممکن است انگیزه اش را از دست بدهد یا بی انرژی باشد. درست همین جاست که به کمک و دلگرمی این گروه از دوستان برای حفظ یا بازسازی انگیزه نیاز دارد.

 

عادت های قاتل انگیزه را بشناسید!

همان طور که باید عادت های بهتری در راستای حفظ انگیزه برای موفقیت پیدا کنید، باید رفتارها و نگرش هایی را که انگیزه را از بین می برند را هم بشناسید.

به تجربه های ناموفق قبلی خود خوب دقت کنید. چه چیزهایی در آن ها مشترک است؟
چه صداهای درونی؟ چه حس و حال جسمی و فیزیکی؟
آیا می توانید آن ها را به عنوان زنگ خطری شناسایی کنید که منجر به رها کردن مسیر موفقیت می شوند؟

 

در این جا به بعضی از این عادات مخرب اشاره می کنیم:

• زمانی که با خودمان می گوییم هدف بسیار دور از دسترس است و دیگرانی که در آن موفق شده اند فقط شانس آورده اند.
• وقتی که بیش از یک روز از برنامه ریزی تخطی می کنیم و به اصطلاح شل می شویم. مثال رها کردن باشگاه ورزشی پس از یکی دو جلسه غیبت متوالی، حتما برای شما هم تجربه آشنایی است!
• وقتی گفتگوی منفی درونی را با خود آغاز می کنیم و به دیگران هم حق می دهیم که شکست ما را پیش بینی کنند.
• زمانی که هدف های کوچک و روزانه را غیرواقعی می چینیم. مثلا شاید بتوانید هفته اول روزی ۳۰ کلمه جدید انگلیسی را یاد بگیرید، اما فشاری که به ذهن خود می آورید به زودی انگیزه و انرژی تان را کم می کند.
• وقتی که پیشرفت خود را مدام با پیشرفت بقیه مقیاس می کنیم. نه تنها قرار نیست همه سرعت پیشرفت یکسانی داشته باشند بلکه گاهی حتی ممکن هم نیست. خود امروزتان را فقط با خود دیروزتان مقایسه کنید.

این زنگ های خطر را بشناسید و از آنها اجتناب کنید. مچ خودتان را موقع گفتگوی درونی منفی و دلسرد کننده بگیرید و همان لحظه مشغول فعالیتی مفید یا شاد بشوید.
اگر یک روز از برنامه عقب افتادید، فردا را هم به تبع امروز از دست ندهید. هشیار باشید و از انگیزه و انرژی تان محافظت کنید!

2 پاسخ
  1. زهرا جهانی
    زهرا جهانی گفته:

    سلام مطالب خوبی بود، ولی تو زندگی مون روزهایی هست که اصلا حس هیچ کاری رو نداریم و حالمون خوش نیست چطور میشه تو این حس و حال تصمیم خوب گرفت

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *