چطور افکار ما بر عملکردمان اثر می گذارد؟ قسمتی از کتاب نوبل فروش

 

 

زندگی بسیار مسحورکننده است. فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست.

الکساندر دوما

در این بخش می خواهم به این سوال پاسخ بدهم که فکر ما، که در حقیقت ذهنیت و نگرش ما نیز جزئی از آن هستند، چگونه عملکرد و رفتار ما را می سازد و باعث به وجود آمدن نتایج می شود.

 

پول درآوردن از زمان

یکی از مسائلی که فکر و نگرش ما را می سازد، اعتقاد به پول درآوردن از زمان است. این فکر و نگرش، نگرشی غلط است. خیلی از ما فکر می کنیم اگر قرار است مثلا کسب و کارمان امسال یک میلیارد و دویست میلیون تومان سود داشته باشد، ما باید ماهی صد میلیون تومان سود داشته باشیم.

بهترین مثال برای رد این نگرش، فعالیت کشاورزی است. آیا وقتی یک کشاورز می خواهد امسال به درآمد یک میلیارد و دویست میلیون تومان برسد، می تواند هر ماه صد میلیون تومان برداشت کند؟

قطعا خیر! یک کشاورز ابتدا بذر را می کارد و کشت می کند؛ بعد مرحله داشت از راه می رسد و باید از آن بذری که کاشته مراقبت و نگهداری کند تا به ثمر برسد. سپس به مرحله برداشت می رسد. علاوه بر این شاید دو یا سه ماه نیز پس از مرحله برداشت زمان لازم باشد تا محصول به دست مصرف کننده برسد و نهایتا مبلغ هدف، یعنی یک میلیارد و دویست میلیون تومان به دستش برسد.

لطفا کسب و کار را به عنوان یک معلول زمان در نظر نگیرید. درآمد و سود تابع زمان نیست و باید این نگرش غلط را از بین ببریم. برای همین می خواهم با همدیگر یک تلقین داشته باشیم و از شما بخواهم که همیشه آن را با خود تکرار کنید. پس با هم بگوییم:

من امروز و از این لحظه نگرش خود را در مورد پول درآوردن از زمان تغییر می دهم. من معتقدم پول درآوردن تابع زمان نیست.

 

غلبه بر موانع ذهنی

غلبه بر موانع ذهنی

 

مدل های ذهنی غلطی را که از کودکی به ما یاد داده‌اند، دور بیاندازیم

یکی از مسائل دیگری که در نگرش منفی ما نسبت به کسب و کار تاثیر داشته است، الگوها و برنامه های ذهنی است. این الگوها و برنامه های ذهنی چیست و چطور شکل گرفته است؟ این الگوها طرز تفکرات و مدل های ذهنی است که توسط مربی هایی که ما در دوران زندگی داشتیم، به مرور زمان شکل گرفته اند. چهار مربی بزرگ هر یک از ما در طول زندگی این ها را شکل داده اند:

۱)      پدر و مادر و اطرافیان

اولین مربی های ما پدر و مادرهایمان بودند. برخی پدر و مادرهای ما می گفتند: «پول زیاد از راه حلال به دست نمی آید. اگر پول زیادی به دست آوردی، یک جای کار می لنگد.» علاوه بر این در خانه های بسیاری از ما بیشتر حرف از قبض و اجاره و بدهی بوده است تا حرف از خرید ملک جدید یا کسب و کار پر رونق و موفقیت در تحصیل. از طرفی خود شما در خانه مثلا بر سر میز غذا درباره چه چیزی صحبت می کنید و بچه های شما چه می شنوند؟ فراموش نکنید که شما اولین مربی های فرزندان خود هستید.

۲)      معلمان

معلمان مدرسه یکی دیگر از مربی های ما محسوب می شوند که در دوران کودکی و هنگامی که شخصیت ما در حال شکل گیری است، از آنها تاثیر می پذیریم. تقریبا همه ما این موضوع انشا را داشتیم که «علم بهتر است یا ثروت؟». این یعنی یا علم است یا ثروت و این دو کنار هم نمی شود قرار بگیرند. این یک الگوی مخرب است که در ذهنمان از کودکی جا افتاده است.

۳)      ادبیات و هنر

یک تحقیق و مقایسه روی قصه های کودکانه در کشور هند و قصه های کودکانه در کشور چین انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد که در کشور چین مادرها وقتی برای بچه ها قصه می گویند، قصه ها دارای این مضامین است: « یک آقایی بود. یک مزرعه کوچکی خرید و روی این مزرعه کار کرد. یک کارخانه شالی کوبی راه انداخت و آن را توسعه داد. توانست محصولاتش را به کارخانه های بزرگ تر بفروشد و…».

اما در هند هنگامی که می خواهند قصه ای تعریف کنند، می گویند: «یک دختری و یک آقا پسری بودند، اینها عاشق هم شدند و به هم رسیدند یا نرسیدند…»

خروجی این دو نوع داستان چیست؟ طبق پیشبینی بلومبرگ تا سال ۲۰۲۰ اقتصاد اول دنیا اقتصاد چین خواهد شد. البته بلومبرگ می گوید در سال ۲۰۲۵ هند اولین کشور اقتصادی مهم دنیا خواهد شد که عوامل دیگری دارد. اما این مهم است که الان ما چه داستانی برای فرزندانمان تعریف می کنیم.

۴)      رسانه ها

مربی های بعدی و در واقع عوامل بعدی که الگوهای ذهنی ما را می سازند، رسانه ها هستند. رسانه ها مربی های بعدی ما هستند. در ایران محتوای درون رسانه ها پر است از خبر رکود، جنگ، ناامنی، حوادث تروریستی و… اما آیا رسانه های سوئیس هم همین اخبار و محتوا را پخش می کنند؟

 

برای سفارش کتاب نوبل فروش به این لینک مراجعه کنید.

 

وقتی از تلویزیون، رادیو، تلگرام، اینستاگرام، مجلات، روزنامه ها، سایت های خبری، کتاب ها و سایر رسانه هایی که استفاده می کنید، به ورودی ها توجه کنید و بدانید شما سیستمی هستید که خروجی تان بر مبنای ورودی تان است.

برای اینکه بتوانید خروجی خوبی داشته باشید صرفا پویا و تلاشگر بودن کافی نیست؛ بلکه باید ورودی تان ورودی خوبی باشد. دستپخت یک آشپز هر چقدر هم خوب باشد، وقتی می تواند غذای فوق‌العاده‌ای به ما بدهد که مواد اولیه خوبی داشته باشد. مواد اولیه شما همین ورودی های رسانه های شما و همان الگوها و برنامه های ذهنی شماست.

اگر ورودی ها خوب باشد، آن وقت می توانید تکنیک هایی مثل گره ششم، اصل ۵۱/۱ ، طوفان ذهنی و… را به کار ببرید و مانند یک آشپز ماهر غذای خوشمزه ای به اسم مشتری پنجاه و یک درصدی درست کنید.

 

رزرو وقت مصاحبه رایگان برای دوره مدیران برتر

رزرو وقت مصاحبه رایگان برای دوره مدیران برتر

3 پاسخ
  1. جعفر
    جعفر گفته:

    خیلی ممنونم بابت گذاشتن بخش هایی از کتاب.
    لطفا نوبل فروش رو توی کتابراه واسه فروش بذارین
    با تشکر

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *