کفش ملی و راز سقوط _ علی درجزینی پاسخ می دهد

کفش ملی یکی از نمونه های خشم به افراد در اقتصاد کشور ماست.

خشم به افراد در سمینار اقتصاد مخوف ایران با سخنرانی علی درجزینی توضیح داده شد.

سمینار اقتصاد مخوف ایران، یکی از مخوف ترین محتواهای چندین سال اخیر را داشت.

علی درجزینی مدرس و سخنران این سمینار بود و موضوعاتی را شرح داد که می توان با استناد بر  آن ها، به چرایی موضوعات زیادی دست یافت.

در این بخش، قسمتی از صحبت های او در این سمینار را به نگارش درآورده ایم، همراه ما باشید.

علی درجزینی در این سمینار مبحثی را با عنوان “خشم به افراد در حوزه خورد و کلان” بیان کرد.

او درباره این موضوع این گونه توضیح داد: “به صنعت خودرو، پوشاک، کفش و … نگاهی بندازید.

به وضعیت کارخانه هایی بزرگ وعظیمی مانند ایران خودرو و سایپا! می بینید که روند پیشرفت آن ها چه نزولی کرده است؟ می بینید که به وضعی نه چندان خوشایند و قابل قبول دچار شده اند؟

علاوه بر رکود و تورمی که در این موضوع دخیل است، یک مورد مهم دیگر نیز تاثیر مستقیم خود را بر این روند فرسایشی تحمیل کرده است.

تورم روانی؛ این همان عامل مهم و تاثیرگذار است که ریشه ای فرهنگی داشته و بر فرهنگ ما ایرانی ها چنبره زده است!

میپرسید یعنی چه؟

علی درجزینی در این رابطه می گوید: “در کشور ما خشم نسبت به افراد موفق در حوزه خورد و کلان، به وضوح دیده می شود”.

او در مثالی توضیح داد: “کفش ملی با وجود ۱۰ هزار پرسنلی که داشت شکست خورد و تنها یک نام از آن باقی مانده است.

کفش ملی

مدیر و موسس کارخانه کفش ملی یک هدف برای راه اندازی چنین کارخانه ای داشت: افراد برای اینکه زنده بمانند باید نان دربیاورند و برای نان درآوردن نمی توانند پابرهنه کار کنند و باید کفش مناسب داشته باشد.

براساس همین انگیزه و هدف، در دهه چهل شمسی دستگاه های تولید کفش از کشور چک اسلواکی (مهد صنعت کفش آن دوره) به ایران فرستاده و با کارشاسان این کشور به مذاکره پرداخته شد و بعد از تلاش های پی در پی، این کارخانه به جایی رسید که ۱۰ هزار نفر را به اشتغال رساند”.

اما با این هدف خیراندیشانه و این تلاش قابل توجه، چه چیزی باعث از بین رفتن کفش ملی شد؟

پاسخ: خشمی که نسبت به افراد موفق داریم!

جدا از هر تحلیل اقتصادی، ریشه نابودی این کسب و کارهای موفق به یک ریشه فرهنگی باز می گردد! زمانی که کفش ملی در اوج بود، با انقلاب ۵۷، مدیر این مجموعه به عنوان یک نماد سرمایه داری شناخته شده و مجبور شد که به اروپا مهاجرت نماید.

ما نسبت به افراد موفق خشم داریم و این موضوع از سطح خورد تا سطح کلان وجود دارد؛ زمانی که یک کسب و کار به رشد چشمگیری می رسد، اینگونه برداشت می کنیم که یک حقی از ما ضایع شده است و این کسب و کار نباید به این شکل به پیشرفت خود ادامه دهد.

و اما راه حل این دسته از ریشه های فرهنگی که اقتصاد را نیز دچار مشکل کرده است، چیست؟

آموزش، دوای درد این گونه مشکلات موجود در جهان سوم است. مادامی که آموزش را جدی نگیریم و بدانیم که هیچ نمی دانیم، نمی توانیم از لحاظ فرهنگی و به تبع از لحاظ اقتصادی پیشرفت کنیم.

آموزش راز پیشرفت کشورهایی است که اکنون نقش برجسته ای را در جهان ایفا می کنند و ما نیز باید این موضوع آموزش را در زندگی خود نهادینه کنیم.

یک پیشنهاد ویژه:

شما می توانید درصد موفقیت خود را در کسب و کارتان تشخیص دهید!

می پرسید چگونه؟

علی درجزینی براساس تحلیل و بررسی کسب و کار ۱۰ هزار کارآفرین، تستی را طراحی کرده است که شما با پاسخ دادن به سوالات آن می توانید متوجه شوید چند درصد شانس موفقیت و چند درصد احتمال شکست دارید!

کفش ملی

1 پاسخ
  1. محمود
    محمود گفته:

    باسلام و عرض ادب،درخصوص افول مجموعه کفش ملی به نظرم دولتی شدن این واحد صنعتی ارزشمند و همچنین عدم تعامل ما با بازارهای جهانی ضربه های وحشتناکی زد ،وبه نظر من خشمی که فرمودید حتما هست ولی خروجی مدیریت دولتی در اکثر واحدهای صنعتی مشابه کفش ملی گویای واقعیت های بسیار تلخی یست …

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *