نوشته‌ها

تور مالی سیستم آموزشی مدیران برتر برگزار شد

در تور مالی مدیران برتر که سه شنبه تا جمعه ۲۸ الی ۳۱ خردادماه برگزار گردید، شرکت کنندگان آموختند که چگونه مدیریت مالی کسب و کار خود را به عنوان صاحب کسب و کار تجزیه و تحلیل کنند.

آموختند که چگونه امکانپذیر هست که از رخ دادن بحران جلوگیری کنند، چگونه تحت هر شرایطی امکان رشد کسب و کار خود را فراهم آورند و در یک کلام بتوانند تصمیم های استراتژیکی برای کسب و کار خود اتخاذ کنند.

مراحل عمر و دوره آمادگی در کسب و کار – قسمتی از کتاب نوبل فروش

 

مهلتی بایست تا خون شیر شد

مولانا

آیا شما هم معتقدید که یک موجود زنده هستید؟

آیا می دانید در وجودتان واحدهای کوچک تری نسبت به این جسمی که دارید، وجود دارد و آنها نیز زنده هستند؟ مثلا قلب، کلیه و شش! همه اجزای بدن ما زنده هستند و باز هم واحدهای کوچک تری از این ها به نام سلول در بدن ما وجود دارد.

همه موجودات زنده چنین ساختاری دارند. یعنی هر موجودی که اجزای زنده‌ای داشته باشد، خودش هم زنده است.

حالا بیابیم سراغ کسب و کارتان!

 

کسب و کار شما از چه چیزی تشکیل شده است؟

تعدادی نیروی انسانی!

این نیروهای انسانی اجزای کسب و کار شما هستند. این نیروهای انسانی زنده هستند. پس کسب و کار شما یک موجود زنده است. هر موجود زنده ای همان لحظه تولد یک دفعه ظاهر نمی شود. قبل از تولد یک دوره آمادگی طی می شود. همه ما یک دفعه در این دنیا ظاهر نشدیم! مادران ما یک دوره بارداری را طی کردند تا به دنیا آمدیم.

در مورد دختر من، وقتی همسرم به من گفت که باردار است و قبل از آنکه دختر کوچکم به دنیا بیاید، تا حدی ناراحت شده بودم. حتی کلی فکرها به سرمان زد که از شر این بچه راحت شویم. البته باورهای مذهبی و اخلاقی من باعث شد این اتفاق نیوفتد و بعد از کلی سر و کله زدن قبول کردیم که این بچه را نگه داریم.

الان سن این بچه دو سال و شش ماه است و ما دلمان نمی آید که چهار ساعت این بچه را کنار مادر من یا مادر همسرم بگذاریم و یک کنسرت یا تئاتر برویم. چون دلمان برایش تنگ می شود.

چه اتفاقی افتاده که موجودی که می خواستیم از شرش راحت شویم الان حتی برای چند ساعت نمی توانیم دوری‌اش را تحمل کنیم؟ هر اتفاقی افتاده، در دوره آمادگی افتاده است. دوره آمادگی مسئله مهمی است که خیلی از ما برای موفقیت در کسب و کار از آن غافل هستیم.

هر موجودی مراحل عمر مشخصی دارد. آماده تولد می شود؛ پس از این آمادگی، متولد می شود و نوزادی را طی می کند، رشد می کند، به بلوغ و تکامل می رسد و کم کم رو به زوال و نابودی می رود.

این مراحل عمر برای انسان، کسب و کار و هر چیزی زنده ای یکسان است. اولین بخش از نمودار عمر، مربوط به دوره آمادگی است که در مورد آن صحبت کردیم. در ادامه با یک مثال این دوره آمادگی را بیشتر توضیح می دهیم.

 

دوران بارداری، همان دوره آمادگی برای پدر و مادر است.

دوران بارداری، همان دوره آمادگی برای پدر و مادر است.

 

برای سفارش کتاب نوبل فروش به این لینک مراجعه کنید.

 

نوزاد و مادر

مثنوی حضرت مولانا چند دفتر دارد. از قضا فاصله سرودن دفتر دوم با دفتر اول زیاد شد. مولانا دو بیتی را در ابتدای دفتر دوم آورده که علت این تاخیر را به شیرینی توضیح می دهد:

مدتی این مثنوی تاخیر شد

مهلتی بایست تا خون شیر شد

تا نزاید بخت تو فرزند نو

خون نگردد شیر شیرین، خوش شنو

در توضیح این دو بیت اینکه قدما معتقد بودند وقتی مادر باردار می شود در سینه های او خون تبدیل به شیر می شود. دلیل این دوره بارداری آن است که در این دوره سینه می تواند از خون، شیر درست کند. بحث علمی آن در اینجا مد نظرم نیست، اما این بیت شاهد مثال صحبتی است که داریم.

اگر قرار است ما کسب و کار پررونقی داشته باشیم؛ و اگر قرار است کسب و کاری داشته باشیم که در آن فروش خوبی انجام شود؛ و اگر قرار است کسب و کاری داشته باشیم که یک بازاریابی درخشان داشته باشد، قاطعانه می گویم قبل از رفتن به دنبال تکنیک های بازاریابی باید دوره آمادگی خوبی داشته باشید.

بعد از دوران آمادگی، مرحله تولد است. در این مرحله شرکت و محصولاتش معرفی می شوند و شرکت در مسیر رشد قدم برمی دارد تا به دوران بلوغ برسد. یکی از سخت ترین دوره ها، دوره بلوغ است. در دوران بلوغ همه چیز در ظاهر رو به راه است؛ ولی اگر در این دوران کارهایی را که لازم است انجام ندهیم، به سرعت این دوران تمام می شود و به دوران افول و سپس مرگ می رسیم.

چاره جلوگیری از مرگ زودرس کسب و کار، نوآوری است. آن هم یک نوآوری بومی شده با ظرفیت های خودتان. چگونگی این نوآوری ها را به طور کامل در دوره «مدیران برتر» آموزش می دهم.

 

 

چطور افکار ما بر عملکردمان اثر می گذارد؟ قسمتی از کتاب نوبل فروش

 

 

زندگی بسیار مسحورکننده است. فقط باید با عینک مناسبی به آن نگریست.

الکساندر دوما

در این بخش می خواهم به این سوال پاسخ بدهم که فکر ما، که در حقیقت ذهنیت و نگرش ما نیز جزئی از آن هستند، چگونه عملکرد و رفتار ما را می سازد و باعث به وجود آمدن نتایج می شود.

 

پول درآوردن از زمان

یکی از مسائلی که فکر و نگرش ما را می سازد، اعتقاد به پول درآوردن از زمان است. این فکر و نگرش، نگرشی غلط است. خیلی از ما فکر می کنیم اگر قرار است مثلا کسب و کارمان امسال یک میلیارد و دویست میلیون تومان سود داشته باشد، ما باید ماهی صد میلیون تومان سود داشته باشیم.

بهترین مثال برای رد این نگرش، فعالیت کشاورزی است. آیا وقتی یک کشاورز می خواهد امسال به درآمد یک میلیارد و دویست میلیون تومان برسد، می تواند هر ماه صد میلیون تومان برداشت کند؟

قطعا خیر! یک کشاورز ابتدا بذر را می کارد و کشت می کند؛ بعد مرحله داشت از راه می رسد و باید از آن بذری که کاشته مراقبت و نگهداری کند تا به ثمر برسد. سپس به مرحله برداشت می رسد. علاوه بر این شاید دو یا سه ماه نیز پس از مرحله برداشت زمان لازم باشد تا محصول به دست مصرف کننده برسد و نهایتا مبلغ هدف، یعنی یک میلیارد و دویست میلیون تومان به دستش برسد.

لطفا کسب و کار را به عنوان یک معلول زمان در نظر نگیرید. درآمد و سود تابع زمان نیست و باید این نگرش غلط را از بین ببریم. برای همین می خواهم با همدیگر یک تلقین داشته باشیم و از شما بخواهم که همیشه آن را با خود تکرار کنید. پس با هم بگوییم:

من امروز و از این لحظه نگرش خود را در مورد پول درآوردن از زمان تغییر می دهم. من معتقدم پول درآوردن تابع زمان نیست.

 

غلبه بر موانع ذهنی

غلبه بر موانع ذهنی

 

مدل های ذهنی غلطی را که از کودکی به ما یاد داده‌اند، دور بیاندازیم

یکی از مسائل دیگری که در نگرش منفی ما نسبت به کسب و کار تاثیر داشته است، الگوها و برنامه های ذهنی است. این الگوها و برنامه های ذهنی چیست و چطور شکل گرفته است؟ این الگوها طرز تفکرات و مدل های ذهنی است که توسط مربی هایی که ما در دوران زندگی داشتیم، به مرور زمان شکل گرفته اند. چهار مربی بزرگ هر یک از ما در طول زندگی این ها را شکل داده اند:

۱)      پدر و مادر و اطرافیان

اولین مربی های ما پدر و مادرهایمان بودند. برخی پدر و مادرهای ما می گفتند: «پول زیاد از راه حلال به دست نمی آید. اگر پول زیادی به دست آوردی، یک جای کار می لنگد.» علاوه بر این در خانه های بسیاری از ما بیشتر حرف از قبض و اجاره و بدهی بوده است تا حرف از خرید ملک جدید یا کسب و کار پر رونق و موفقیت در تحصیل. از طرفی خود شما در خانه مثلا بر سر میز غذا درباره چه چیزی صحبت می کنید و بچه های شما چه می شنوند؟ فراموش نکنید که شما اولین مربی های فرزندان خود هستید.

۲)      معلمان

معلمان مدرسه یکی دیگر از مربی های ما محسوب می شوند که در دوران کودکی و هنگامی که شخصیت ما در حال شکل گیری است، از آنها تاثیر می پذیریم. تقریبا همه ما این موضوع انشا را داشتیم که «علم بهتر است یا ثروت؟». این یعنی یا علم است یا ثروت و این دو کنار هم نمی شود قرار بگیرند. این یک الگوی مخرب است که در ذهنمان از کودکی جا افتاده است.

۳)      ادبیات و هنر

یک تحقیق و مقایسه روی قصه های کودکانه در کشور هند و قصه های کودکانه در کشور چین انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد که در کشور چین مادرها وقتی برای بچه ها قصه می گویند، قصه ها دارای این مضامین است: « یک آقایی بود. یک مزرعه کوچکی خرید و روی این مزرعه کار کرد. یک کارخانه شالی کوبی راه انداخت و آن را توسعه داد. توانست محصولاتش را به کارخانه های بزرگ تر بفروشد و…».

اما در هند هنگامی که می خواهند قصه ای تعریف کنند، می گویند: «یک دختری و یک آقا پسری بودند، اینها عاشق هم شدند و به هم رسیدند یا نرسیدند…»

خروجی این دو نوع داستان چیست؟ طبق پیشبینی بلومبرگ تا سال ۲۰۲۰ اقتصاد اول دنیا اقتصاد چین خواهد شد. البته بلومبرگ می گوید در سال ۲۰۲۵ هند اولین کشور اقتصادی مهم دنیا خواهد شد که عوامل دیگری دارد. اما این مهم است که الان ما چه داستانی برای فرزندانمان تعریف می کنیم.

۴)      رسانه ها

مربی های بعدی و در واقع عوامل بعدی که الگوهای ذهنی ما را می سازند، رسانه ها هستند. رسانه ها مربی های بعدی ما هستند. در ایران محتوای درون رسانه ها پر است از خبر رکود، جنگ، ناامنی، حوادث تروریستی و… اما آیا رسانه های سوئیس هم همین اخبار و محتوا را پخش می کنند؟

 

برای سفارش کتاب نوبل فروش به این لینک مراجعه کنید.

 

وقتی از تلویزیون، رادیو، تلگرام، اینستاگرام، مجلات، روزنامه ها، سایت های خبری، کتاب ها و سایر رسانه هایی که استفاده می کنید، به ورودی ها توجه کنید و بدانید شما سیستمی هستید که خروجی تان بر مبنای ورودی تان است.

برای اینکه بتوانید خروجی خوبی داشته باشید صرفا پویا و تلاشگر بودن کافی نیست؛ بلکه باید ورودی تان ورودی خوبی باشد. دستپخت یک آشپز هر چقدر هم خوب باشد، وقتی می تواند غذای فوق‌العاده‌ای به ما بدهد که مواد اولیه خوبی داشته باشد. مواد اولیه شما همین ورودی های رسانه های شما و همان الگوها و برنامه های ذهنی شماست.

اگر ورودی ها خوب باشد، آن وقت می توانید تکنیک هایی مثل گره ششم، اصل ۵۱/۱ ، طوفان ذهنی و… را به کار ببرید و مانند یک آشپز ماهر غذای خوشمزه ای به اسم مشتری پنجاه و یک درصدی درست کنید.

 

رزرو وقت مصاحبه رایگان برای دوره مدیران برتر

رزرو وقت مصاحبه رایگان برای دوره مدیران برتر

کتاب صوتی موفقیت

کتاب صوتی موفقیت یا هر کتاب صوتی دیگری از بهترین ابداعات سال های اخیر بوده است.

همگی ما نسبت به قبل روزهای شلوغ تر و وظایف بیشتری داریم. چشم های بعضی هایمان هم شاید دیگر برای خواندن کتاب یاری مان نکند.

به همین دلیل گوش دادن به کتاب صوتی یکی از بهترین روش ها برای عقب نماندن از دنیای پرشتاب امروزی است!

تا همین اواخر کتاب های صوتی به زبان فارسی خیلی انگشت شمار بودند؛ و کتاب صوتی موفقیت که اصلا نایاب بود! اگر شما می خواستید از محتوای کتاب های مطرح در زمینه موفقیت مطلع بشوید، مجبور بودید یا فقط خلاصه آنها را بخوانید یا برای خواندن کل کتاب وقت بگذارید.

اما امروز به لطف کسانی که در این زمینه فعالیت می کنند؛ می توانید کتاب های صوتی موفقیت را هنگام رفت و آمد (پشت فرمان یا در مترو و تاکسی)، شب ها قبل از خواب، زمانی که منتظرید دوست بدقولتان سر قرار برسد و… گوش بدهید.

البته من توصیه می کنم این کتاب ها را فقط یک بار گوش ندهید. تکرار و تکرار و تکرار… این راز حک شدن دانش جدید در ناخودآگاه هست. پیشنهاد دیگرم این است که هرجای کتاب که نکته فوق‌العاده‌ای شنیدید آن را جایی یادداشت کنید. حتی اگر کاغذ و قلم در دسترس ندارید، آن را در قسمت یادداشت تلفن همراهتان بنویسید!

در این مطلب چند کتاب صوتی موفقیت را به شما معرفی می کنیم. لازم نیست تمام کتاب های دنیا را بخوانید یا بشنوید؛ در عوض سعی کنید مطالب و راهکارهای چند کتاب را به خوبی فراگرفته و واقعا در زندگی تان پیاده کنید.

 

معرفی چند کتاب صوتی موفقیت

اول از همه از شما خواهشی دارم. اکثر این کتاب ها در سایت ها و اپلیکیشن های مجاز با قیمتی معقول به فروش می رسند. تصور کنید از زمان خرید، ترجمه، چاپ و سپس تبدیل کتاب به فایل صوتی مناسب چه زحمت هایی کشیده شده است. لطفا این کتاب های صوتی را به صورت رایگان دانلود نکنید.

حالا با من همراه باشید تا چند کتاب صوتی موفقیت را به شما معرفی کنم که خودم از شنیدن آنها لذت و استفاده برده ام.

 

کتاب صوتی راز موفقیت – آنتونی رابینز

آنتونی رابینز را که می شناسید! او یکی از بزرگترین و معروف ترین آموزگاران موفقیت در عصر ماست.

در کتاب صوتی راز موفقیت نوشته آنتونی رابینز، به شما راه حل ‌هایی پیشنهاد می ‌شود تا بتوانید آنچه را که دوست دارید، بدست آورید. ضمن اینکه آنچه را که دارید حفظ کنید! این کتاب راهنمایی عملی برای موفقیت ‌های فردی در طول زندگی است.

 

کتاب صوتی اثر مرکب – دارن هاردی

این کتاب یک شاهکار است! اگر قرار باشد فقط ۵ کتاب عالی در زمینه موفقیت و بهبود عادات فردی بخوانید (یا بشنوید) این کتاب قطعا یکی از آنهاست!

البته باید بدانید که با خرید و نگهداری این کتاب در کتابخانه هیچ معجزه ‌ای اتفاق نخواهد افتاد! باید آموزه های آن را به کار بگیرید و به این باور برسید که موفقیت در یک شب، یک روز و یک ماه به دست نمی‌آید! معجزه با دستان خودتان اتفاق خواهد افتاد. درک اثر مرکب، شما را از انتظار کسب «نتایج سریع» رها خواهد کرد.

 

کتاب صوتی ۱۲ ستون موفقیت – جیم ران

می دانستید جیم ران آموزگار موفقیت افرادی مثل دارن هاردی، آنتونی رابینز و برایان تریسی بوده است؟

پس خواندن کتاب های او و به کار بردن آموزه هایش می تواند حکم نوشیدن آب از سرچشمه را داشته باشد!

افراد موفق، به این دلیل به موفقیت دست یافته‌اند که شایستگی آن‌ را داشته‌اند و شایستگی آنان به این علت حاصل شده است که با اصول موفقیت آشنایی پیدا کرده و آن‌ را به‌کار بسته‌اند.

در این کتاب با این اصول و به عبارت بهتر با ۱۲ ستون موفقیت از زبان جیم ران آشنا خواهید شد.

جیم ران

جیم ران

 

کتاب صوتی تمرکز بر هدف – برایان تریسی

شاید شما هم برایان تریسی بزرگ را با کتاب معروف «قورباغه ات را قورت بده» بشناسید؛ اما او آثار مطرح و معروف دیگر هم دارد.

این کتاب، روش ‌ه‍ای‌ س‍اده‌ و ک‍ارآم‍د ب‍رای‌ آس‍ان‌ ک‍ردن‌ زن‍دگ‍ی‌، دو ب‍راب‍ر ک‍ردن‌ ک‍ارآی‍ی‌ و دس‍ت‌ی‍اب‍ی‌ ب‍ه‌ ت‍م‍ام اه‍داف‌ را به شما آموزش می ‌دهد. تمرکز این کتاب روی رسیدن به هدف‌هایتان است. همانطور که انرژی متمرکز در اشعه لیزر می‌تواند فولاد را برش دهد، توانایی شما درتشخیصِ مهم‌ترین عامل موفقیت‌تان، در هر وضعیتی، شما را قادر می‌ سازد تا در هر کاری به بالاترین ستون موفقیت برسید.

 

کتاب صوتی ماندن در مسیر – وین دایر

وین دایر به هزاران نفر کمک کرده است که اهداف خود را بشناسند و به موفقیت برسند.

همان طور که از اسم این کتاب مشخص است، محتوای آن پیرامون راهکارهایی است که شما در مسیر هدف باقی بمانید و به اصطلاح جا نزنید.

وین دایر در کتاب صوتی ماندن در مسیر به شما کمک می‌ کند تا بر خلاف تلاش دیگران برای خارج کردن شما از مسیر زندگی و موفقیت، نه تنها بتوانید مسیر را بیابید بلکه بتوانید در آن باقی بمانید و به موفقیت ‌های چشم‌گیری برسید.

 

کتاب صوتی قدرت من هستم – جول اوستین

شما در روز از چند جمله «من ….هستم» استفاده می کنید؟ آیا جای خالی را با کلمات منفی پر می کنید یا صفات مثبت؟

جول اوستین در کتاب صوتی «قدرت من هستم» تمام تلاش خود را میکند که به خواننده این پیام را برساند که: هر صفت یا عبارتی که بین دو کلمه من هستم قرار می دهیم، به نحوی آن را به زندگی خود دعوت می کنیم. قدرت این جمله در ناخودآگاه ما بسیار بالاست و می تواند مانند یک شمشیر دولبه عمل کند : به نفع یا به ضرر ما.

دارن هاردی

دارن هاردی

شما هم به گروه شنوندگان کتاب صوتی بپیوندید!

ما در ابر طلایی از طرفداران کتاب های صوتی هستیم. از وقتی زمان های به اصطلاح مرده خودمان را به گوش دادن کتاب اختصاص داده ایم احساس خیلی بهتری داریم. چون نه تنها بهانه ها را برای نخواندن کتاب کنار گذاشته ایم، بلکه هر روز با راهکارها و نکات موفقیت بیشتری آشنا می شویم.

گاهی بعضی از این نکات را در کانال تلگرام یا صفحه اینستاگرام ابرطلایی با شما هم به اشتراک می گذاریم.

البته فقط خواندن و شنیدن این کتاب ها فایده ندارد. باید به آنها عمل کنید!

اگر داستان موفقیت دوستانی را بخوانید که در دوره مدیران برتر شرکت کرده اند؛ متوجه می شوید عمل کردن به دانسته ها، اقدام فوری، بیرون کشیدن ایده ها از دل زندگی روزمره و… چقدر در زندگی شان تفاوت ایجاد کرده است.

این تفاوت ها زمانی موثرتر و قدرتمندتر ظاهر می شوند که توسط یک رهبر کارآفرینی هدایت و راهنمایی شوید…

راستی یک سوال!

اگر زمان و شرایط لازم را برای یک کتاب داشته باشید؛ ترجیح می دهید آن را بخوانید یا به صورت کتاب صوتی بشنوید؟ چرا؟

پاسخ شما برای ما مهم است!

 

 

خودم را دوست دارم!

خودم را دوست دارم!

این جمله چقدر در گفتگوهای روزانه شما با دیگران – یا مهم تر از آن با خودتان – کاربرد دارد؟

دوست داشتن خود موضوعی سوا از خودشیفتگی است. قرار نیست تمام عالم و آدم را برای خودمان و در اختیار خواسته های خودمان ببینیم. بلکه قرار است به خودمان جوری نگاه کنیم که خداوند ما را می بیند… یا نگاهی را داشته باشیم که مادرمان به ما دارد!

یک مادر نقصی در فرزندش نمی بینید، او را به خاطر اشتباهاتش کنار نمی گذارد و همیشه آماده است به او کمک کند که انسان بهتری باشد.

آیا شما زمانی که می گویید خودم را دوست دارم، واقعا از دیدگاه یک مادر مهربان این را می گویید؟ یا با اولین اشتباه خودتان یا بی مهری دیگران، قرار است خود نازنینتان را مورد خشم و غضب قرار بدهید؟

 

خودم را دوست دارم … یا نه؟

شاید تصور کنید خودتان را دوست دارید.

برای اینکه بفهمید واقعا خودتان را دوست دارید یا نه، این شرایط را تصور کنید:

  • با وجود تمرین های زیاد، روز اجرای نهایی روی سن و جلوی تماشاگرها نقش خودتان را خراب کردید.
  • دوستانتان در آزمون ورودی یک سازمان معتبر قبول شده اند اما شما رد شده اید.
  • توی اکثر جمع ها از همه چاق تر / کوتاه تر/ کم حرف تر هستید.
  • حس می کنید نسبت به آن چه جامعه و دیگران از شما انتظار دارند، عقب تر هستید.

در شرایط بالا چه احساسی دارید؟ خشم؟ شرم؟ ناامیدی؟ آیا باز هم با آرامش و از ته دل می گویید خودم را دوست دارم؟

 

خودم را دوست دارم.

خودم را دوست دارم.

 

حالا تصور کنید این اتفاقات برای فرزندتان – یا شخص بسیار عزیز دیگری – رخ داده است.

حالا چه احساسی دارید؟ دلتان می خواهد او را در سالن تئاتر رها کنید و تنها به خانه برگردید؟ چون اضافه وزن دارد یا قدش از دیگران کوتاه تر است، نسبت به او خشمگین یا شرمسار هستید؟

آیا اگر کودک زیباتر یا باهوش تری ببینید، قید فرزند خودتان را می زنید و آن کودک دیگر را در آغوش می گیرید؟

پاسخ به این سوال ها بسیار روشنگر است.

حالا یک بار دیگر از خودتان بپرسید: « آیا خودم را دوست دارم؟ واقعا و حقیقتا؟»

 

دوست داشتن خود چه مزیت هایی دارد؟

شما، مثل من یا هر شخص دیگری، موجودی خاص و بی نظیر هستی.

وجود هر انسان مثل یک صندوق گنج می ماند. متاسفانه برای اکثر افراد در این صندوق تا آخر عمر بسته می ماند. چرا؟ چون کلید باز کردن آن دوست داشتن خود و احترام به خویشتن است.

تصور کنید سالوادور دالی خودش را دوست نمی داشت. در این حالت احتمالا تمام آثار خود را در زیرزمین خانه اش پنهان می کرد، یا اصلا دست به قلمو نمی برد! چون با خودش فکر می کرد یک موجود به درنخور چه چیزی برای ارائه به جهان دارد؟ (وقتی خودمان را دوست نداشته باشیم، همچین افکاری هم خواهیم داشت.)

من تصور می کنم سالوادور دالی روزی چند بار می گفته من خودم را دوست دارم!

کسی که خودش را دوست نداشته باشد، به الوهیت درونش اجازه ظهور و ابراز وجود نمی دهد. استعدادها و توانایی های خودش را مدفون می کند؛ و در نهایت زندگی خودش – و شاید کل جهان را – تحت تاثیر این دیدگاه های منفی قرار می دهد.

یکی از مواردی که ما در دوره مدیران برتر به آن می پردازیم، همین دوست داشتن خود است. شاید این روند در دوره خیلی واضح و برجسته نباشد، اما یکی از پایه های موفقیت دوستانی است که قبلا در آن شرکت کرده اند.

 

 

 

چگونه خودم را دوست داشته باشم؟

دوست داشتن خود معمولا یک شبه اتفاق نمیوفتد. چون ما سال های زیادی را صرف پیدا کردن دلایلی کرده ایم که خودمان را دوست نداشته باشیم.

البته یک سری تکنیک ها و روش هایی هست که با استفاده از آنها، می توانید راحت تر به مسیر دوست داشتن خود برگردید:

  • تنهایی سفر کنید! در این سفر همدم و همراه خودتان خواهید بود. به خواسته های خودتان توجه خواهید کرد و بدون نیاز به شخصی دیگر آنها را برآورده می کنید. متوجه می شوید چه رفیق خوبی برای خودتان هستید!
  • فعالیت های بدنی بیشتری داشته باشید. فعالیت فیزیکی باعث می شود هورمون های شادی و آرامش‌بخش بیشتری در بدن ترشح شود. در نتیجه نسبت به خودتان احساس بهتری خواهید داشت.
  • برای کارهای روزانه برنامه‌ریزی کنید. همین برنامه‌ریزی های کوچک شما را در کارها جلو خواهد برد. در نهایت از خودتان راضی تر خواهید بود.
  • با غریبه های بیشتری ارتباط برقرار کنید. لازم نیست حتما با آنها دوست شوید؛ اما خودتان را از پیله تنهایی و انزوا بیرون بکشید. این تمرین جادو می کند!
  • برنامه خواب و استراحت منظم داشته باشید. روح و ذهن شما نمی تواند در یک بدن خسته، شاداب باقی بماند.
  • هر زمان احساس کردید در حال نفرت ورزی به خودتان هستید؛ کمی از آن شرایط فاصله بگیرید و به خودتان به چشم فرزندتان نگاه کنید. آیا همچنان لایق آن مقدار خشم و نفرت هستید؟ قطعا خیر!

شما چه روش هایی را پیشنهاد می دهید؟

اگر روش های بالا را دوست ندارید، این پیشنهادات را عملی کنید:

  • هر روز چند دقیقه در آینه به خودتان بگویید: من خودم را دوست دارم! اوایل به نظر عجیب می آید اما کم کم اثر فوق‌العاده‌ای خواهد داشت.
  • با کودک درونتان وقت بگذرانید. هرازگاه کاری را که او دوست دارد انجام بدهید: نقاشی، دویدن در پارک، آواز خواندن، درست کردن کاردستی و…
  • به خودتان حق بدهید که اشتباه کنید، گاهی خسته بشوید، بعضی وقت ها احساسات منفی داشته باشید یا گاهی اصلا حس و حال کار کردن نداشته باشید. این شرایط هم طبیعی هستند و هم گذرا.
  • باطن زندگی خودتان را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنید. خصوصا در شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام! شما چیزی از کسی کم ندارید. آنها هم مشکلات و کاستی های خودشان را دارند.

خود شما چه ایده هایی دارید؟

 

دوست داشتن خود مهم ترین وظیفه ماست.

دوست داشتن خود مهم ترین وظیفه ماست.

 

دوست داشتن خود مهم ترین وظیفه ماست

این موضوع را دست کم نگیرید.

شما مهم ترین فرد در کل جهان خودتان هستید. من هم مهم ترین شخص در کل جهان خودم هستم. برای هر کس دیگری هم این موضوع صدق می کند.

حالا ما چطور می توانیم انسانی مفید، موفق، شاد، اثرگذار و قدرتمند باشیم اگر مهم ترین شخص دنیایمان را دوست نداشته باشیم؟

کسی که خودش را دوست داشته باشد، دیگران را هم دوست دارد. به آنها صدمه نمی زند، محیط زیست را خانه خودش می داند، کمک کردن به دیگران برایش لذتبخش است و در نهایت تحت حمایت انرژی های مثبت و سازنده قرار دارد.

همین الان با صدای بلند یا در دلتان بگویید من خودم را دوست دارم!

این مهم ترین کاری است که امروز باید انجام بدهید!

خواستن توانستن است! این جمله چقدر واقعیت دارد؟

 

خواستن توانستن است…. این جزو جملاتی است که فرق ندارد با چه فرهنگ و زبانی بزرگ شده باشیم؛ چون همگی آن را بارها شنیدیم!

معمولا درسال های کودکی و نوجوانی با شنیدن این جمله هیجان زده می شویم. با خودمان می گوییم :« حتما همین طوره! فقط کافیه بزرگ بشم یا درسم تموم بشه که برم دنبال خواسته هام و بهشون برسم!»

اما خیلی‌ ها در همان اولین سال های جوانی حسابی سرخورده می شویم. چرا؟ مگر خواستن توانستن نیست؟

 

چند سوال…

قبل از هر چیز، به این سوالات پاسخ بدهید:

 آیا شما جزو افرادی نیستید که خیلی اعتقادی به تلاش کردن ندارند و زود ناامید می‌شوند؟!

آیا شما جزو افرادی نیستید که معتقدند موفقیت، بیشتر حاصل شانس است تا تلاش و پیگیری؟!

آیا شما جزو افرادی نیستید که معتقدند که نافشان با بدشانسی بریده شده؟!

آیا شما جزو افرادی نیستید که معتقدند در زندگی خیلی نمی ‌شود برنامه‌ریزی کرد و هر اتفاقی قرار باشد، پیش می ‌آید؟!

آیا شما جزو افرادی نیستید که معتقدند خوشبینی تأثیری در اتفاقات زندگی ندارد؟!

آیا شما جزو افرادی نیستید که می‌گویند باید واقع‌بین بود و خیلی خوشبین نبود؟!

آیا برای شما هم پیش می ‌آید که به زمین و زمان بدوبیراه بگویید؟

اگر در پاسخ‌ هایتان حتی یک جواب بله داشتید، با ما همراه شوید تا ببینیم قضیه از چه قرار است!

 

خواستن توانستن است.

خواستن توانستن است.

 

اصلا چرا می گویند خواستن توانستن است؟

خب واضح است تا زمانی که تمایل و اشتیاقی نسبت به یک هدف نداشته باشیم، اصلا برای آن قدم از قدم برنمی داریم… پس باید اول بخواهیم!

اما خواستن خالی به توانستن ختم نمی شود!

بیایید کمی در این باره صحبت کنیم که این ضرب المثل اصلا درست هست یا خیر؟

روی صحبت مان در این مقاله بیشتر با کسانی است که از اوضاع فعلی زندگی شان راضی نیستند؛ یا به شرایط خوشبین نیستند.

این افراد احتمالا به همه چیز بدبینند و معتقدند خیلی آینده روشنی در انتظار این سرزمین و وضعیت بازارش نیست.

اگر شما هم جزو این افراد بدبین یا واقع‌بین هستید – غیر از خواندن این مقاله – می توانید با آموزه های کانال تلگرام ما همراه شوید.

 

آیا قوانین فیزیکی ربطی به خواستن توانستن است دارند؟

احتمال می دهم شما هم تا حدودی با قوانین فیزیک کوانتوم آشنا باشید.

حداقل با آن قوانینی که به ضرب المثل معروف «خواستن توانستن است» مربوط است.

فیزیک کوانتومی نسلی جدید از علم فیزیک است که نظریات متحیرکننده‌ای دارد و همگان را شگفت‌زده کرده ‌است.

یکی از آزمایشاتی که به این علم نسبت می‌دهند، بسیار جالب است.

این آزمایش با یک جعبه، یک خرگوش، یک هویچ سمی و یک فردی که از حیوانات نمی‌ ترسد انجام می‌ شود! یعنی کسی که بتواند خرگوش را گرفته و داخل جعبه بگذارد!

فرض کنید در یک جعبه خرگوشی را به همراه یک هویچ آلوده به سم می‌گذاریم و درب جعبه را می ‌بندیم.

بعد از مدتی سراغ جعبه می ‌رویم تا در آن را باز کنیم.

به نظرتان خرگوش زنده است یا خیر؟

با محاسبه احتمالات به اکتفای دانش متدوال، شانس زنده ماندن خرگوش ۵۰ درصد است.

یعنی یا خرگوش هویچ را نخورده و زنده مانده و یا خورده است و مرده!

اما فیزیک کوانتومی چیز دیگری می‌گوید. پاسخ این علم این است:

 

«شما چه می‌خواهید؟

یعنی خواستن، توانستن است.

یعنی آن‌ چه شما می‌خواهید حتی در موضوعی که شانس در آن دخیل است، موثر است!

حالا فهمیدید چرا افراد موفق، همیشه موفقند؟

چرا افراد ثروتمند، هر روز ثروتمندتر می‌شوند؟ چرا فقرا هر روز فقیرتر می‌شوند؟

چرا خوش‌شانس‌ها، همیشه شانس در خانه‌شان را می ‌زند؟

اینجا شاید به دو ضرب المثل دیگر برسیم:

پول پول می آورد.

و

هر چی سنگه مال پای لنگه!

 

نگرش مثبت در موفقیت نقش دارد

نگرش مثبت در موفقیت نقش دارد

 

پس باید خوشبین باشیم؟ مشکلات حل می شود؟

خوشبینی از نظر شما به چه معنی است؟

اگر قرار است بنشینید و با لبخند به در و دیوار نگاه کنید و سپس موفقیت خودش از راه برسد؛ خب خوشبینی دردی را دوا نمی کند.

پس بدبین باشیم؟ چون واقعیت تلخ است و واقع بین بودن همان بدبین بودن است!

با این هم مخالفم. چرا؟

در وهله اول که واقعیت آنقدر که به نظر می رسد تیره و تار نیست. همیشه یک فرصت تازه، یک ایده ناب یا یک معجزه می تواند خودش را نشان بدهد.

از طرف دیگر…اگر خوشبینی ما را به جایی نرساند، بدبینی هم نمی رساند!

اما فرق جریان در حال و هوایی است که با هر کدام از این نگرش ها خواهید داشت.

مسلما زمانی که خوشبین هستید (یا به قول بعضی ها الکی خوش هستید!) در زمان حال، حس بهتری دارید. امیدوار هستید و همین امید، به شما انرژی و انگیزه می دهد.

در صورتی که با بدبینی نه الان حال خوبی دارید و نه قرار است در آینده معجزه ای اتفاق بیوفتد.

 

پس این خواستن توانستن است کجا به درد می خورد؟

پاسخ من این است:

زمانی که برای یادگیری مشتاق باشید، آموزش ها را به کار ببرید، خوشبین باشید، هر روز انگیزه تان را تقویت کنید، چشم ها و گوش های خود را روی موقعیت ها باز نگه دارید و البته تلاش هم بکنید!

پس با همه این مراحل، خواستن توانستن نیست! بلکه فقط قدم اول برای توانستن است.

این موضوعی است که ما در دوره مدیران برتر سرلوحه امور قرار می دهیم. دوره ای که در آن به هر کسی با هر موقعیت شغلی که دارد، کمک می کنیم تا به سمت اهدافش قدم های بلند بردارد.

 

 

پس نقش دیدگاه و قدرت افکار خود را بشناسید

شما هم از این بیت که سروده هوشنگ ابتهاج عزیز است، لذت می برید؟

زندگی زیباست ای زیباپسند

زنده اندیشان به زیبایی رسند

شاعر به درستی و با لطافت، به نقش افکار و دیدگاه های ما در زندگی اشاره کرده است.

اگر می خواهید به زیبایی (یا آرزوها و اهداف) برسید، باید زنده اندیش و زیبابین باشید.

عکس این قضیه هم صادق است. عینک بدبینی به شما فرصت های عالی و زیبایی های زندگی را نشان نمی دهد.

امیدوارم از این به بعد، پیش از آنکه خواستن توانستن است را در زندگی به کار ببرید؛ خوشبینی و امیدواری را چاشنی نگاه‌تان به جهان بکنید.

سپس از یادگیری، کسب تجربه، ایجاد ارتباطات موثر و تلاش کردن غافل نشوید!

ما در ابر طلایی هر روز خود را با همین افکار شروع می کنیم.

شما روز خود را چطور آغازمی کنید؟

 

 

 

 

راه های پولدار شدن چیست؟ چگونه راه های پولدار شدن را یاد بگیریم؟

راه های پولدار شدن چیست؟

پیدا کرده راه های پولدار شدن تقریبا آرزوی همه است.

حتی بسیاری از کسانی که چندان اهمیتی برای رفاه و تجملات قائل نیستند، پول را برای اهداف خیرخواهانه می خواهند.

راه های پولدار شدن در تمام دنیا یکسان نیست. خیلی عوامل روی آن تاثیر می گذارند. از شرایط جغرافیایی و طبیعی گرفته تا فرهنگ مردم و وضع اقتصادی آن کشور.

شما چه روش هایی را برای پولدار شدن می شناسید؟ سخت کار کردن، برنده شدن در قرعه کشی یا دریافت ارث؟

همین جا این موضوع را با هم روشن کنیم که باید فقط به خودمان متکی باشیم. اگر ارثی رسید یا جایزه ای برنده شدیم که عالی می شود، اما نباید منتظر آنها بنشینیم.

مطمئن باشید در هر شرایط اقتصادی و سیاسی هم روش هایی برای توسعه کسب و کار و ایجاد ثروت وجود دارد.

از یاد نبرید که:

در زمان رکود اقتصادی شانس توسعه کسب و کار بیشتر است.

چرا؟ چون در این زمان خیلی ها دست از تلاش برمی دارند، کسب و کار خود را ترک می کنند یا انقدر ناامید هستند که اصلا چیزی را شروع نمی کنند. در نتیجه، در هر زمینه رقیبان کمتری هم وجود دارد.

نیازها را ببینیم و بشناسیم

شاید تمام مردم برای کالاها و خدمات لوکس پول خرج نکنند، اما برای رفع نیازهایشان از خرج کردن دریغ نمی کنند. این یکی از راه های پولدار شدن است.

بهترین دستیاران و راهنماهای شما در این مسیر، چشم ها و گوش هایتان هستند. در زندگی روزمره مردم دقیق شوید. از چه چیز ناراحت هستند؟ چرا غر می زنند؟ چی وقت و انرژی شان را می گیرد؟ تمام مواردی که مشاهده می کنید می توانند ایده یک استارت آپ باشند.

احتمالا شما هم حداقل یک بار از خدمات تاکسی های اینترنتی یا سفارش غذای آنلاین استفاده کرده اید. شاید گاهی هم با یک حساب سرانگشتی ثروتی که به جیب صاحبان این اپلیکیشن ها می رود را تخمین زده باشید. البته ممکن است بگویید استارت آپی در آن حجم و اندازه نیاز به زیرساخت ها و روابط قوی دارد.

اشکال ندارد! شما کار خود را از مقیاس کوچک و حتی محلی شروع کنید!

پیدا کردن ایده مناسب و بررسی راه های عملی کردن آن، یکی از موضوعاتی است که در دوره مدیران برتر به آن می پردازیم. در این دوره ممکن است همان شغل قبلی خودتان را توسعه بدهید یا بخواهید وارد کاری کاملا جدید بشوید.

شاید دیدن و شنیدن داستان موفقیت دوستانی که قبلا در این دوره شرکت کرده اند، به شما هم انگیزه و نیرو بدهد.

راه های پولدار شدن

راه های پولدار شدن

از راه های پولدار شدن: اقدام فوری بکنید

هرچقدر روی این موضوع تاکید کنیم باز هم کم است. اقدام فوری یکی از راه های پولدار شدن است. به عبارت بهتر، یکی از پیش نیازهای اساسی برای پولدار شدن است.

ایده ها مثل پرنده های نامرئی در فضا پرواز می کنند. شاید شما اولین نفری باشید که یکی از آنها را شکار می کنید، اما آخرین نفر نخواهید بود.

در این بین، کسی موفق می شود که فاصله ایده پردازی و اقدام عملی کوتاهی داشته باشد. اگر نه، یک نفر دیگر این کار را خواهد کرد.

تا به حال شده تبلیغ اپلیکیشن یا مرکز خدماتی را ببینید و با خودتان بگویید :«من هم این ایده را داشتم؟!» خب، می بینید که فقط داشتن یک ایده شما را به موفقیت و ثروت نمی رساند! باید قدم بردارید!

شاید یکی از اولین قدم ها این باشد که ارتباطات جدید ایجاد کنید؛ یا افرادی را پیدا کنید که می توانند کمکتان کنند. داشتن ارتباطات گسترده از راه های پولدار شدن است.

ما توصیه نمی کنیم بی گدار به آب بزنید. بلکه می گوییم اگر بخواهید تا زمانی که همه شرایط جور شوند صبر کنید، ممکن است بازنده شوید.

این مطلب مرتبط را هم بخوانید: معنی واقعی ثروت چیست؟

برای پولدار شدن کارها را به شکل متفاوتی انجام بدهید

شاید شما مثلا رستوران داشته باشید و امکان یا تمایل تغییر شغل را نداشته باشید.

پس برای پولدار شدن باید کاری را انجام بدهید که دیگر رقیبان انجام نمی دهند!

برای کار خود ارزش افزوده ایجاد کنید

تلاش کنید با ارائه محصول و خدماتی بیشتر یا متفاوت، مشتری را خوشحال کنید. به این شکل در ذهن او می مانید و احتمال وفاداری او را بالا می برید.

مثلا همراه با هر سفارش، یک دسر خوشمزه و رایگان بفرستید. بعد از هر خرید با مشتری تماس بگیرید و انتقاد و پیشنهادش را بشنوید. حتی می توانید یک یادداشت دست‌نویس با محتوای «نوش جان» برای آنها بفرستید.

شاید این اقدامات به نظر غیرضروری یا ناچیز برسند، اما همین قدم های کوچک هم تاثیرات بزرگی ایجاد می کنند.

البته در دوره مدیران برتر، راه های پولدار شدن را با تفصیل بیشتری بررسی می کنیم.

پیشنهاد می کنم فرصت را از دست ندهید و برای دریافت وقت مصاحبه رایگان این دوره، با کارشناسان ما تمای بگیرید.

روش ساده تر این است که روی بنر زیر کلیلک کنید و وقت خود را به صورت آنلاین دریافت کنید:

مدیران برتر

مصاحبه رایگان

استفاده از دانش خود یکی از راه های پولدار شدن است

حتما شما هم متوجه شده اید هرازگاه تب یک محصول یا خدمات در جامعه بالا می گیرد. در این زمان خیلی افراد بدون داشتن مهارت و دانش کافی در آن زمینه، سرمایه خود را وارد آن مسیر می کنند. شاید تصور کنید خب وقتی بازار گرم است، چرا نباید این کار را بکنند؟ مگر این خودش یکی از راه های پولدار شدن نیست؟

جواب ساده است: زمانی که تب بازار سرد شود آن افراد ضرر کرده و حتی شکست می خورند؛ چون تجربه و علم کافی را برای حفظ کسب و کاری که راه انداخته اند ندارند.

حرفه ای را انتخاب کنید که درباره آن تحصیلات، تجربه یا اشتیاق بالایی دارید. سعی کنید رج به رج آجرهای دیوار را محکم و قوی بسازید. شاید زمان بیشتری ببرد و دیرتر به سود چشم‌گیر برسید، اما با لرزه های گاه به گاه بازار شکست سهمگین نخواهید خورد.

 پولدار شدن

پولدار شدن

به یاد بسپارید که…

پولدار شدن بیشتر از آنکه به شانس و اتفاقات خارج از کنترل ما بستگی داشته باشد، متکی به بینش و دانش ماست. حتی می توانیم آن را یک مهارت بدانیم. شاید شما هم کسانی را دیده باشید که فقط با ارائه ایده و نشان دادن مسیر به دیگران کسب درآمد می کنند.

آنها خودشان وارد آن مسیر نمی شوند. شاید چون سرمایه اش را ندارند، شاید هم اصلا به آن علاقه ندارند. اما راه های پولدار شدن را به خوبی می شناسند و در این زمینه حرفه ای شده اند؛ پس می توانند به دیگران کمک کرده و آنها را راهنمایی کنند. آنها برای پولدار شدن مشاوره و پیشنهاد می دهند.

البته شما  هم می توانید با دنبال کردن اینستاگرام ما، گاهی چنین پیشنهاداتی را ببینید!

حالا که این مقاله را خواندید، برای ما از ایده هایی بگویید که اول به ذهن شما رسید اما بعدا توسط شخصی دیگر عملی شد. آن ایده کدام بود؟ وقتی متوجه شدید کسی دیگر آن را عملی کرده است چه احساسی داشتید؟ آیا فکر کردید او روابط و منابع قوی تری داشته است؟ آیا اقدام فوری در این میان نقشی نداشته است؟

منتظر خواندن تجربه های شما هستیم.

حفظ انگیزه برای رسیدن به هدف چطور ممکن است؟

حفظ انگیزه موضوع بسیار مهمی برای رسیدن به هدف هاست.

لازم به گفتن نیست که تک تک ما گاهی هیجان زده می شویم و برای خودمان هدفی تعیین می کنیم. حتی ممکن است برای آن برنامه ریزی دقیق و جامعی انجام بدهیم. چند روز تا یک هفته هم به آن برنامه عمل می کنیم و بعدش… بومب!… انگیزه و حوصله مان منهدم می شود و به روال قبل برمی گردیم!

چرا حفظ انگیزه انقدر سخت است؟ ایراد کار در چیست؟ همیشه اول کار همه چیز عالی و کامل به نظر می رسد! چرا هر بار تنبلی به سراغ مان می آید؟

بگذارید من سوال جالب تری بپرسم:

آیا شما واقعا تنبل هستید؟

آیا افراد موفق به این دلیل انگیزه شان را از دست نمی دهند که تنبلی را شکست داده اند؟

برای شما پاسخ جالبی دارم!

تنبلی معلول از دست دادن انگیزه است، نه علت آن!

 

به خودتان برچسب منفی نزنید! خودتان را اسیر زندان تنبلی تصور نکنید! اگر نیاز دارید تصویر ذهنی بهتری از خودتان داشته باشید، با مطالب کانال تلگرام ما همراه باشید.

ابتدا علت را بشناسید تا بتوانید معلول را از میان بردارید.

 

تعریف انگیزه

شما می خواهید انگیزه تان را حفظ کنید؛ اما تعریف‌تان از آن چیست؟

ممکن است چنین جواب هایی به ذهنتان برسد:

انگیزه نیروی لازم برای ادامه دادن مسیر است.

انگیزه مثل سوخت برای باک ماشین است.

انگیزه همان نیرویی است که آدم را به جلو هول می دهد.

بسیار عالی!

اما همان طور که باک هیچ ماشینی فقط با یک بار بنزین زدن تا آخر پر نمی ماند، انگیزه هم نیاز دارد که نو شده یا تقویت بشود.

 

انگیزه نیرویی است که ما را به جلو هول می دهد.

انگیزه نیرویی است که ما را به جلو هول می دهد.

 

ترس یا رضایت؟

انگیزه همان نیرویی است که آدم را به جلو هول می دهد.

چه چیز باعث می شود یک نفر بخواهد به جلو برود؟ یا از جایی (یا موقعیتی) دور بشود؟

ترس یا رضایت.

بیم و امید.

آدمیزاد در دو موقعیت تصمیم به تغییر می گیرد:

  • زمانی که از موقعیت فعلی راضی نیست، پس چشم انداز زیبا و رضایت بخشی را برای آینده متصور می شود.
  • زمانی که از عاملی در شرایط فعلی (یا آینده نزدیک) می ترسد و می خواهد از آن فرار کند.

جالب است که محرک ترس بیش از رضایت در حفظ انگیزه اثر دارد.

 

به این مثال توجه کنید:

حالت اول:

شما بدن سالمی دارید اما برای رسیدن به اندام ایده‌آل باید ده کیلوگرم کم کنید. کم کردن این وزن ساده نیست، اما شما برای آن برنامه می ریزید.

حالت دوم:

پزشک به شما گفته است باید لااقل ده کیلوگرم از وزن خود کم کنید. قلب و ریه شما تحت فشار هستند و این موضوع حیاتی است. شما هم به سرعت سالم ترین روشی را که برای کاهش وزن می شناسید در پیش می گیرید.

در کدام حالت احتمال بیشتری وجود دارد که مسیر کاهش وزن را تا انتها ادامه بدهید؟

طبق آمار تجربی، در حالت دوم انگیزه شما دوام بیشتری خواهد داشت.

حالا به برنامه ای که اخیرا برای خود چیده اید و هدف هایی که دارید توجه کنید:

آیا آنها را به این دلیل انتخاب کرده اید که به رضایت بیشتری برسید یا می خواهید از عواقبی ناخوشایند فرار کنید؟

یک روش برای حفظ انگیزه – هرچند کمی خشن به نظر می رسد – این است که انگیزه خود را به جای رضایت روی ترس سوار کنید.

بگذارید مثالی بزنم:

شما تصمیم گرفته اید صبح ها یک ساعت زودتر بیدار شوید. برنامه دارید در آن یک ساعت، کمی در زمینه شغل و تخصصی که دارید مطالعه کنید. تصویر ذهنی شما از خودتان در چند ماه آینده، یک فرد آگاه‌تر و پخته‌تر است که دیگران برای نظر او ارزش بیشتری قائل می شوند.

این تصویر قشنگ و رضایت بخش است. اما متاسفم… ممکن است بیش از یک هفته به شما انگیزه ندهد!

حالا بیایید به همین هدف از زاویه دیگری نگاه کنیم:

هر کسب و کار و حرفه ای در دنیای امروز به سرعت در حال متحول شدن است. تکنولوژی، دانش، ابزار کار و… مرتب در حال تغییر کردن هستند. با این وضع، چه آینده ای در انتظار کسی است که روزانه لااقل یک ساعت اطلاعات و دانش تخصصی خود را ارتقاء نمی دهد؟ تصویر ترسناک و تاریکی به ذهن می آید. درست است؟ آیا حالا هم یک ساعت زودتر بیدار شدن به اندازه قبل دشوار است؟

می توانید با چنین تغییر کوچکی در زاویه دید، انگیزه خود را بر دلایل دیگری استوار کنید که دوام بیشتری داشته باشد.

 

مطلب مرتبط: راجع به عمل زیبایی ذهن چیزی شنیدید؟

 

انگیزه نیاز به بازیابی و تقویت دارد.

انگیزه نیاز به بازیابی و تقویت دارد.

 

حفظ انگیزه و شناخت از خود

خودتان را بشناسید!

نقاط قوت و ضعف خودتان را پیدا کنید.

حفظ انگیزه بیش از هر چیز، به نیروی ذهن و روان شما متکی است.

قرار نیست ادامه دادن مسیر همیشه مثل روز اول، ساده و لذتبخش باشد. شما باید روش ها و ترفندهایی را بلد باشید که مثل پمپ بنزین در جاده عمل کنند. یعنی هر زمان حس کردید باک ماشین در حال خالی شدن است، آنجا توقف کرده و سوختگیری کنید. یعنی انگیزه خود را بازیابی کنید.

ممکن است همه این روش ها برای شما جواب ندهند. به همین دلیل است که در دوره مدیران برتر، ما به صورت شخصی و اختصاصی برای مسیر شما پمپ بنزین طراحی می کنیم!

حفظ انگیزه به صورت شخصی یا گروهی

تجربه ثابت کرده است که افرادی که هدف یکسانی دارند، می توانند نتایج عالی از گروه های حمایتی بگیرند.

حفظ انگیزه زمانی که فقط خودتان هستید گاهی بسیار سخت می شود.

درست همانجا که حتی نزدیکترین دوستان هم ممکن است خستگی شما را درک نکنند، افراد گروه حمایت مشتاق کمک هستند. آنها جنس خستگی و ناامیدی های شما را می شناسند. همین درد یا اشتیاق مشترک، برای شما همدلی و همزبانی ایجاد می کند.

شاید چنین گروهی برای شما وجود نداشته باشد. در این حالت مربی موفقیت‌تان حامی و تکیه‌گاه شما خواهد بود.

این جمله را یادداشت کنید و جایی بگذارید که هر روز جلوی چشم‌تان باشد:

یاد بگیر وقتی خسته می شوی استراحت کنی؛ نه اینکه همه چیز را ول کنی!

 

داستان موفقیت دیگران برای حفظ انگیزه

یکی از ترفندها برای حفظ یا بازیابی انگیزه، خواندن یا شنیدن داستان موفقیت دیگران است.

هرقدر موقعیت اولیه آنها به شرایط شما نزدیکتر باشد، داستانشان جذاب تر می شود… خصوصا اگر فراز و نشیب مسیری را که طی کرده اند با جزئیات توضیح بدهند.

داستان موفقیت کسانی که در دوره مدیران برتر شرکت کرده اند، شاید به شما روحیه و انرژی بیشتری بدهد.

شاید دوست داشته باشید در مصاحبه رایگان این دوره شرکت کنید. پس برای گرفتن نوبت مصاحبه روی بنر زیر کلیک کنید.

 

مدیران برتر

 

برای ما از موفقیت های بزرگ و کوچکی در در زندگی کسب کرده اید بگویید. خواندن داستان شما به ما و دیگران احساس بهتری می دهد. مطمئن باشید تجربه شما لااقل به یک نفر دیگر کمک می کند که انگیزه اش را حفظ کند.

آیا با خلاقیت خودتان به روش های شخصی و جالبی رسیده اید؟ آیا برای حفظ انگیزه دستاوردهای درخشانی دارید؟ آنها را در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.

شاید روش شما به ما هم انگیزه بیشتری بدهد!

هدف گذاری در زندگی چگونه است؟

هدف گذاری در زندگی فقط مربوط به تاجران بزرگ، قهرمانان ورزشی، هنرمندان مطرح و… نیست. هر کسی باید برای زندگی خودش دارای برنامه و هدف گذاری باشه.

قصد دارین یک سفر خاص برید؟ دوست دارید خارج از حیطه کاری خودتون یک هنر یا مهارت متفاوت یاد بگیرین؟ اصلا نیت کردید روزی حداقل ۸ لیوان آب بنوشید اما مدام فراموش می کنید؟ پس هدف گذاری در زندگی به درد شما هم می خورد!

هدف گذاری در زندگی به معنای آگاهانه و هوشمندانه زندگی کردن است.

کمی به اطراف خود نگاه کنید. تقریبا هر موجود زنده ای در حال پیروی از یک برنامه است. این برنامه در غریزه موجودات تعبیه شده و اونها رو به سمت و سویی میبره که طبیعت تعیین کرده.

اما ما انسانها قرار نیست فقط پیرو غرایز خودمون باشیم. ما پر از رویا، ایده و هدف هستیم که شخص به شخص متفاوته. بعضی از این رویاها فقط در طی چند روز برآورده میشن؛ در حالی که مسیر رسیدن به رویاهای دیگه ممکنه یک عمر طول بکشه. زندگی ما وقتی به دل خودمون میچسبه که اون رو آگاهانه بسازیم و پیش ببریم.

اصلا چرا پیروی از اهداف مهمه؟

کوتاه و مفید بگیم: انسان زمانی که هدفی رو دنبال میکنه و بهش میرسه، حس رضایت و مفید بودن میکنه. خصوصا اگه این هدف در راستای منفعت جمعی باشه. درست همون چیزی که ما در دوره «مدیران برتر» دنبال میکنیم.

افرادی که هدفی ندارن یا برای رسیدن به رویاهاشون برنامه ریزی و تلاش نمی کنن؛ معمولا افسرده و ناامید هستن. این اشخاص کلکسیونی از بهانه ها و تفکرات منفی دارن…به قولی برای هر راه حل یک مشکل سراغ دارن!

خب البته بهانه تراشی و انداختن تمام تقصیرات به گردن دیگران، آسون تر از اینه که بلند شن و مسیر هدف خودشون رو هموار کنن.

قدم اول چیه؟

باید بدونید چه رویا یا خواسته ای دارین.

اون گربه دانای داستان آلیس در سرزمین عجایب رو یادتون هست؟ به آلیس گفت وقتی نمیدونی کجا میخوای بری پس فرقی نمیکنه کدوم راه رو انتخاب میکنی.

موفقیت های اتفاقی و دستاوردهای پیشبینی نشده خیلی دلچسب هستن، اما هیچ کدوم نمیتونن جای هدف اصلی رو بگیرن. با خودتون خلوت کنید، مطالعه و تحقیق کنید، توانایی ها و علاقمندی هاتون رو فهرست کنید و اهداف زندگی تون رو پیدا کنید.

ما اینجا لزوما از اهداف بزرگ و بلندمدت حرف نمیزنیم. هدف شما میتونه هر چیزی باشه.

قدم دوم

حالا باید ببینید نسبت به هدفی که انتخاب کردید کجای کار هستید. تصور کنید قصد دارید با ماشین به تبریز برید. برای اینکه بتونید بهتر در مورد زمانبندی و هزینه ها برنامه ریزی کنید باید بفهمید الان کجا هستید. اگر مبداء شما تهرانه اوضاع خیلی فرق میکنه تا زمانی که از گرگان راه میوفتید.

اگه هدفی که الان توی سرتون چرخ میخوره مربوط به کسب و کار توی سال جاریه، برای شما یک پیشنهاد داریم: برای ارزیابی شانس موفقیت با توجه به شرایطی که همین الان دارید در این آزمون رایگان شرکت کنید.

خواستن توانستن…نیست! خواستن باید با هدفگذاری و اقدامات مناسب همراه بشه تا به توانستن برسه.

قدم سوم

خودتان رو با دیگران مقایسه نکنید، حتی اگه هدف یکسانی دارید.

چالش های زندگی شخصی و اجتماعی، نقطه شروع، توانایی ها و سرعت پیشرفت هر شخص منحصربفرده.

حتما این توصیه رو قبلا بارها خوانده یا شنیدید، اما تا زمانی که اون رو به کار نبرید باز هم تکرار میکنیم که: خودتون رو با هیچ کس دیگه مقایسه نکنید.

قدم چهارم

هدفگذاری در زندگی نباید ما رو بترسونه یا ناامید کنه.

اگه هدف بزرگی دارید لازم نیست از اول برای نقطه نهایی دورخیز کنید! اون هدف رو بشکنید و به مقصدهای کوچکتر تبدیل کنید. حالا هر بار باید برای رسیدن به مقصد نزدیک بعدی تلاش کنید. در نهایت روزی به جایی میرسید که رویایش را دارید.

یادتون باشه…ریتم یک قطعه موسیقی با تمام مکث ها و بالا و پایین رفتن هاش زیباست. پس از پایان ارکستر مردم برای کسی که زودتر از همه قطعه رو نواخته کف نمیزنن! بلکه نوازنده باحوصله، ماهر و بااحساس رو تشویق میکنن.

قدم پنجم

اگه احساس میکنید گیج شدید یا نمیتونید برای اهداف بزرگ برنامه ریزی کنید، کمک بگیرید.

هدفگذاری یک مهارته که باید آموخته و تمرین بشه. به صفحه اینستاگرام ابرطلایی سر بزنید. اونجا میبینید برای همین موضوع به ظاهر ساده، چه برنامه ها و دوره های آموزشی متعددی در حال برگزار شدنه.

سعی کنید از هدف های کوچک و قابل دسترسی شروع کنید تا به تدریج مهارت و تجربه بیشتری کسب کنید.

قدم ششم

از تغییر اجتناب نکنید!

مسیری که امروز برای رسیدن به هدف انتخاب میکنید تنها راه موفقیت نیست. شما در طول این مسیر حتما توانایی ها، دیدگاه ها و حتی ارتباطات جدیدی پیدا میکنید. این امکانات جدید به شما فرصت بهبود و ارتقاء میده، پس لازم نیست نسبت به روش خود تعصب داشته باشید.

توی این مسیر حتی ممکنه در مورد خود هدف هم تغییراتی اعمال کنید.

این موضوع نه تنها طبیعیه، بلکه نشانه رشد بینش و افکار شما هم هست.

هدف گذاری قراره کیفیت زندگی شما رو بالا ببره، نه اینکه دست و پای شما رو برای اوج گرفتن ببنده

هدف گذاری در زندگی رو یاد بگیرید و به دیگران هم آموزش بدید. هیچ سنی برای یاد گرفتن و به کار بستن این مهارت دیر یا زود نیست.

اگه کودکان از همون اولین سال های زندگی هدف گذاری رو به صورت صحیح یاد بگیرند، بسیاری از اشتباهات نسل های قبل رو تکرار نمی‌کنن. همین موضوع به ظاهر ساده میتونه قدم بزرگی در پیشرفت فردی اونها محسوب بشه که در نهایت به منفعت جمعی هم خواهد رسید.

فراموش نکنید که هدف گذاری مرحله دوم در مسیر موفقیت شماست. در وهله اول باید رویای خود رو بشناسید.

رسیدن به مقصد تلاش و همت بالایی طلب میکنه. هدف گذاری صحیح شما رو از تلاش کردن معاف نمیکنه. اما مسلما کسی که نقشه راه رو داشته باشه سریع تر و راحت تر به نقطه ای که از قبل تعیین کرده میرسه.

هدف گذاری صحیح، همون نقشه مسیر هست.

دومین سمینار آچارهای پولساز کارآفرینان برگزار شد.

دومین سمینار آچارهای پولساز کارآفرینان در ۲ شهریور ۱۳۹ در تهران برگزار شد.

در  دومین سمینار آچارهای پولساز کارآفرینان علی درجزینی مدرس و مشاور کسب و کار نکات کلیدی فروش در قرن بیست ویکم را

برای حضار به روش های جالب ، شاد و جذاب آموزش دادند.

 

 

 

Untitled-1

 

حضور سه تن از اعضای دوره اول آچار های پولساز در  دومین سمینار آچارهای پولساز کارآفرینان

در دومین سمینار آچارهای پولساز کارآفرینان سه تن از اعضای  دوره اول آچار های پولساز  به بیان موفقیت های کسب شده خود

و تاثیرات دوره آچار های پولساز بر بهبود وضعیت کسب و کار خود  پرداختند و رضایمتندی و تاثیر این دوره را بر کسب و کار خود اعلام داشتند.

 

IMG_1417

 

نحوه آموزش علی درجزینی که شیوه ی جدیدی را در آموزش به همراه بازی و و موسیقی در پیش گرفته است

موجب رضاینتمندی حضار و استفاده کنندگان از سمینار گردیده است.

ییی

 

در قسمتی دیگر از دومین سمینار آچارهای پولساز کارآفرینان اعضای شرکت کننده در  دوره قبل به بالای سن آمده

و سوگند یاد کردند که این مراسم با درخواست علی درجزینی با همکاری همه شرکت کنندگان صورت گرفت.

 

شسیشی

در پایان مراسم نیز  با گرفتن عکس یادگاری دسته جمعی به پایان رسید

و پس از آن گپ های دوستانه بین شرکت کنندگان دوره های قبل با حضار در جلسه صورت گرفت.

 

IMG_1447

پایان…

 


جهت ثبت نام باشرایط ویژه و دریافت بلیط دوره

«آچارهای پولساز کارآفرینان»

روی تصویر زیر کلیلک نمایید ویا اینکه

عدد ۱ را به شماره ۰۹۳۰۴۵۲۵۳۰۶ ارسال نمایید.

kargah-a4

 

 

انتخاب شما می تواند مطالعه چند دقیقه ای از مطلبی باشد که دنیای فروش را در شما تغییر دهد.

نوبل فروش به شما آموزش می دهد که چگونه فروشنده خوبی باشید.

 

نوبل فروش

 

خبر خوب اینکه شما می توانید تنها با از آموزش های ابرطلایی بصورت رایگان برخوردار باشید.

از فقر تا ثروت به شما آموزش می دهد چگونه ثروتمند شوید.

 

       از فقر تا ثروت