نوشته‌ها

لایو مشترک علی درجزینی و عباس جهرمیان

لایو مشترک علی درجزینی و عباس جهرمیان

عباس جهرمیان مدرس استالینگ شخصی و اصول پوشش تجاری است.

شعار او این است: «بدون کلام صحبت کنید.» این جمله نشان دهنده نقش پوشش هر فرد و البته اهمیت آن است.

شما تا به حال چقدر به نوع پوشش خودتان در محل کار یا دیدارهای تجاری توجه کردید؟ آیا فقط پوشیدن یک کت و شلوار گران قیمت برای آقایان و مانتوهای مزونی و گران برای خانم‌ها کفایت می کند؟

شاید لازم باشد به موارد ظریف و تاثیرگذار دیگری هم توجه کنید!

یک سوال دیگر! آیا درست است که چنین نگرشی را دنبال کنیم؟ نگرشی که می‌گوید مهم هویت، سواد و شخصیت افراد است نه آنچه که می‌پوشند. یعنی واقعا آراستگی ظاهری و تناسب پوشش با فضا و مکان، کم اهمیت است؟

علی درجزینی با عباس جهرمیان یک لایو مشترک اجرا کرد و در آن به خیلی از سوالات و ابهامات در این زمینه جواب داده شد. عباس جهرمیان با تجربه و مهارتی که در زمینه فعالیت خود دارد نکات خوبی را آموزش داد.

در این لایو چه می‌آموزید؟

آیا خوشپوشی و آراستگی فقط با پوشیدن لباس های گران و به اصطلاح مارکدار اتفاق میوفتد؟

استایلینگ شخصی چیست؟ آیا پوشش مناسب یک تاجر، پزشک و تعمیرکار ماشین در محل کار می‌تواند یکسان باشد؟ (به طور مثال همگی – اگر آقا هستند – با کت و شلوار سر کار حضور داشته باشند.)

نقش عطرها در پوشش مناسب چیست؟

نقش رنگ‌ها چطور؟

برای رسیدن به جواب این سوال ها، خلاصه این لایو را در همین صفحه تماشا کنید.

فراموش نکنید که کاغذ و قلم هم برای نکته‌برداری دم دستتان باشد!

 

 

شما چه نکات جالبی از لایو با آقای عباس جهرمیان یاد گرفتید؟

دوست داریم برای ما بگویید: از چه زمانی واقعا به این موضوع توجه کردید که نوع پوشش برای هر حرفه و پیشه، باید متفاوت باشد؟

خودتان به کدام یکی از مواردی که در لایو گفته شد عمل می‌کنید؟ لطفا در قسمت نظرات جوابتان را بنویسید.

پنج روش برای ایجاد انگیزه در نیروی انسانی

ایجاد انگیزه در نیروی انسانی یکی از مهم ترین کارهایی است که هر مدیر بالارتبه یا صاحب کسب و کار باید انجام بدهد.

 

چرا ایجاد انگیزه در نیروی انسانی تا این حد اهمیت دارد؟

نیروی انسانی هر شرکت قسمتی از سرمایه آن هستند… در حقیقت قسمت بزرگی از سرمایه!

اگر صاحب کسب و کار هستید چند لحظه این شرایط را تصور کنید: صبح یک روز وارد محل کار می شوید و می بینید هیچ یک از نیروها حاضر نیستند! چه اتفاقی میوفتد؟ مسلم است که کار می خوابد و شما از برنامه هایتان عقب میوفتید!

یا اگر نیروها همگی کسل، بی انگیزه و به سختی کار کنند چه در انتظار شرکت است؟

شاید مغز (صاحب کسب و کار) مهم ترین عضو بدن باشد؛ اما هرگز به تنهایی و بدون حضور دیگر اعضای بدن (نیروی انسانی) نمی تواند زنده و فعال بماند.

اینجاست که بحث ایجاد انگیزه در نیروی انسانی مطرح می شود. حاصل عملکرد نیروها وقتی باانگیزه هستند بسیار متفاوت از زمانی است که انگیزه و دلخوشی ندارند.

خب، ما به شما پنج روش برای ایجاد انگیزه در نیروی انسانی یاد می دهیم که توسط کارآفرینان و مدیران موفق به کار گرفته می شوند.

روش اول: برای آنها مزایایی هم سطح با رقیبان در نظر بگیرید

اگر نیروی انسانی شما ببینند در ازای کار و وظایف یکسان نسبت به آشنایانشان در شرکت های رقیب حقوق و امکانات کمتری دریافت می کنند؛ به شدت سرخورده و دلسرد می شوند.

اگر شرکت شما کوچک است، لازم نیست حقوق و مزایا را با رقیبان قدر و بسیار بزرگتر مقایسه کنید؛ اما احتمالا رقیبی در اندازه شما وجود دارد که کارکنان خوشحالتری دارد! بررسی کنید که آن رقیب برای ایجاد انگیزه در نیروی انسانی خود چه قدم هایی برداشته است.

اگر انتظار دارید نیروی انسانی آنقدر خوب عمل کنند که شما از رقیبان جلو بیوفتید، خودتان هم باید تکانی بخورید! ببینید چطور می توانید تا جایی که منابع مالی و زمانی شرکت اجازه می دهد، مزایای کارمندان را بیشتر و بهتر کنید.

روش دوم : فراموش نکنید که هر کدام از اعضای نیروی انسانی فردی منحصربفرد است

همان طور که از اسم آن مشخص است، نیروی انسانی متشکل از انسان هاست! نمی توانید با آنها مثل ماشین و ربات رفتار کنید و انتظار داشته باشید محل کارشان را دوست داشته باشند.

یکی از روش ها برای ایجاد انگیزه در نیروی انسانی، ارزش قائل شدن برای هویت و روحیات هر فرد است. حتی یک قدم جزئی مثل صدا کردن کارکنان با اسم کوچکشان می تواند به آنها حس رضایت و راحتی بیشتری بدهد. البته در مقابل، ممکن است بعضی از کارکنان دوست نداشته باشند با اسم کوچک صدا شوند.

این تفاوت ها را تا جایی که امکان دارد ببینید، بشناسید و به آنها احترام بگذارید.

کاری کنید که نیروی انسانی حس کنند محل کار، خانه دوم آنهاست.

ایجاد انگیزه در نیروی انسانی

ایجاد انگیزه در نیروی انسانی

روش سوم : برای ایجاد انگیزه در نیروی انسانی باید اهداف واقع بینانه تعیین کنید

من هم قبول دارم که هدف ها باید بزرگ باشند که دستیابی به آنها ارزشمند و ارزش‌آفرین باشد. اما در این راستا نباید واقعیت ها را نادیده گرفت.

توانایی بدنی و ذهنی افراد محدود است. شاید یک نفر ظرفیت بالاتری نسبت به دیگری داشته باشد اما باز هم سوپرمن نیست!

بعضی از مدیران برای رسیدن به سود مشخص در یک بازه خاص، کارکنان را چنان تحت فشار می گذارند که آنها مریض و دلزده می شوند. در نهایت آن مدیر شاید یک بار به هدفی که تعیین کرده برسد؛ اما ضربه بزرگی به سرمایه انسانی خود زده است.

برای ایجاد انگیزه در نیروی انسانی باید جوری برنامه ریزی کنید که در راستای رسیدن به هدف، لازم نباشد از سلامت جسمی و فکری کارکنان مایه بگذارید.

روش چهارم : به عملکردهای عالی پاداش بدهید

این پاداش باید در حد عملکرد خوب نیروی انسانی باشد. به طور مثال اگر یکی از افراد نیروی انسانی ایده ای چند میلیارد تومانی را با شما درمیان گذاشته است،غیرمنصفانه است که برای پاداش به حقوق آن ماه او فقط صد هزار تومان اضافه کنید!

از طرف دیگر، نباید انتظارات نادرست ایجاد کنید. اگر مدام به همه پاداش بدهید نتیجه عکس می گیرید! زیرا کارکنان حس می کنند لازم نیست خیلی درخشان و عالی عمل کنند که به پاداش برسند!

روش پنجم: برای ایجاد انگیزه در نیروی انسانی منابع و وسایلی که نیاز دارند را در اختیارشان قرار بدهید

بعضی از کارفرماها تکنولوژی قدیمی و منابع محدودی دارند؛ با این حال از نیروی انسانی می خواهند صرفا با تلاش و کوشش نتایج شرکت را در سطح رقیبان مدرن نگه دارند.

این مورد تا حدودی با روش اول در یک گروه قرار می گیرد. به طور مثال اگر طراح گرافیک شرکت، بسیار خلاق و کوشا باشد اما سیستمی که در اختیارش قرار دارد بسیار قدیمی و کند باشد چطور باید ایده هایش را اجرا کند؟

شما نمی توانید بهترین راننده جهان را سوار پراید کنید و از او بخواهید با اتکا به مهارت هایش از یک مازراتی سبقت بگیرد! برای ایجاد انگیزه در نیروی انسانی، باید آنها را تا جایی که در توان‌تان هست مجهز کنید.

این موضوع درباره منابع اطلاعاتی و آموزشی هم صادق است. اگر منبعی می شناسید که به سریع تر و راحت تر شدن کار کارکنان کمک می کند، آن را در اختیارشان قرار بدهید.

چرا ایجاد انگیزه در نیروی انسانی تا این حد اهمیت دارد؟

چون نیروی انسانی، اعضای پیکره کسب و کار شما هستند. این واقعیت را هرگز از یاد نبرید.

به آنها بها بدهید، برایشان انگیزه ایجاد کنید، آنها را با «موقعیت شغلی کم و نیروی کار زیاد» تهدید نکنید! تهدید پرسنل به اخراج و جایگزینی‌شان با نیروهای جدید، کمکی به همدلی آنها با شرکت و شکوفا شدن خلاقیتشان نمی کند!

سعی کنید همان مدیر یا رئیسی باشید که پیش از کارآفرینی یا ریاست فعلی، آرزو می کردید داشته باشید. وفاداری و دلسوزی نیروی انسانی نسبت به کاری که انجام می دهند چنان ارزشمند است که نمی توانید آن را فقط با پول یا استخدام افراد مجرب تر به دست بیاورید.

مراقب سلامت جسمی و فکری اعضای بدن ِ کسب و کار خود باشید.

راستی!

تا به حال چه قدم هایی برای آموزش خود – به عنوان یک مدیر – برداشته اید؟

آیا با دوره مدیران برتر ابر طلایی آشنا هستید؟

پیشنهاد میکنم سری به اینجا بزنید و درباره این دوره آموشی اطلاعات کسب کنید.

یا اگر تصمیم دارید در دوره مدیران برتر شرکت کنید، به این صفحه بروید و به صورت مستقیم برای ثبت نام  وقت مصاحبه رزرو کنید.

انواع روش های بازاریابی را بشناسیم

انواع روش های بازاریابی را می شناسید؟

تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که بازاریابی ممکن است صدها نوع و روش مختلف داشته باشد؟

ما در زمانی زندگی می کنیم که رقابت در هر عرصه ای بالاست. امکان ندارد وارد حیطه ای از کسب و کار بشوید و در آن لااقل ده‌ها رقیب جدی و کاربلد وجود نداشته باشد.

بازاریابی همان عامل مهمی است که باعث می شود به چشم مشتری بیایید. بازاریابی درست، شما را در ذهن مشتری برجسته و حتی وسوسه‌انگیز جلوه می دهد.

پیش از آنکه روش مناسب را برای کسب و کار خودتان انتحاب کنید، بهتر است انواع روش های بازاریابی را بشناسید. شما می توانید با توجه به نوع کسب و کار، زمان یا منابعی که در اختیار دارید، بودجه، مهارت، نوع بازار هدف و… روش دلخواه خود را پیدا کرده و به کار ببرید. به همین دلیل روش هایی که در این مقاله معرفی می شوند هیچ کدام نسبت به دیگری دارای اولویت نیست.

 

بازاریابی از طریق نمونه رایگان

این یکی از انواع روش های بازاریابی قدیمی است که امروز هم کاربرد دارد.

شما هم حتما کیوسک‌های کوچکی را در هایپرمارکت‌ها یا نمایشگاه‌ها دیده اید که در آن محصولات یک شرکت به صورت محدود و رایگان در اختیار بازدیدکنندگان قرار می گیرد. البته این روش بیشتر توسط کسب و کارهایی مورد استفاده قرار می گیرد که محصولات خوراکی، نوشیدنی، آرایشی و بهداشتی تولید یا عرضه می کنند.

 

بازاریابی دهان به دهان

این شاید قدیمی ترین مدل بازاریابی باشد که هنوز هم جزو بهترین و پربازده‌ترین روش ها محسوب می شود.

خود ما هم به شرکت یا محصولی که مشتری ها از آن راضی هستند (و حتی تبلیغش را می کنند) خیلی بیشتر از انواع دیگر تبلیغات اعتماد می کنیم.

بازاریابی دهان به دهان یک شبه اتفاق نمیوفتد؛ بلکه حاصل مدت ها خدمت‌رسانی صادقانه و باکیفیت به مشتری هاست. از طرفی دیگر، به شدت هم شکننده و ناپایدار است. چون خبر پایین بودن کیفیت محصولات، خدمات، پشتیبانی یا برخورد بد شما با یک مشتری، با سرعت بیشتری پخش می شود!

این روش دقیقا مصداق ایجاد اعتماد است : بسیار دشوار به وجود می آید و ممکن است به آسانی از دست برود.

 

بازاریابی از طریق ایجاد امتیاز خاص برای مشتری ها

یکی از انواع روش های بازاریابی که بازده خوبی هم دارد، قائل شدن امتیازی خاص برای مشتری ها است. به طور مثال، شرکت شما ممکن است تصمیم بگیرد به مشتری هایی که اولین خرید خود را انجام می دهند تخفیف بدهد؛ یا برای مشتری هایی که در سال گذشته بیش از سه بار خرید داشته اند یک هدیه بفرستد.

به این ترتیب، افراد بیشتری تمایل پیدا می کنند که به جمع مشتری های شما بپیوندند.

 

بازاریابی از طریق تبلیغات آنلاین

این نوع بازاریابی به نسبت تبلیغات شهری، رادیویی و تلویزیونی هزینه به مراتب کمتری دارد. اگر صاحب یک کسب و کار کوچک یا استارتاپ هستید، چنین تبلیغاتی بیشتر به دردتان می خورد.

البته تبلیغات در فضای مجازی هم باید خلاقانه، جالب توجه و بکر باشد. اگر نه مخاطب خیلی سریع و آسان آن را نادیده می گیرد.

 

دستگاه فروش نوشیدنی کوکاکولا که اگر کسی آن را بغل می کرد، یک قوطی نوشابه رایگان از دستگاه دریافت می کرد!

 

بازاریابی از طریق خلاقیت در دنیای واقعی

منظورم از دنیای واقعی، دنیای غیرمجازی است!

این روزها تمام قسمت های شهر پر از بیلبوردهای تبلیغاتی است؛ تا جایی که ذهن ما آنها را بخشی از محیط اطراف تصور می کند و نادیده می گیرد.(البته به جز مواقعی که ایده تبلیغاتی خیلی هیجان انگیز باشد!)

پس شرکت های بزرگ که سرمایه بیشتری برای بخش بازاریابی دارند، باید راه های خلاقانه‌تری را در پیش بگیرند.

به طور مثال، چند وقت پیش شرکت کوکاکولا ماشین های فروش الکترونیکی جالبی طراحی کرده و در بعضی شهرها قرار داده بود. اگر مشتری این ماشین را بغل می کرد، یک قوطی نوشیدنی مجانی دریافت می کرد! چنین ایده ای نه تنها روی احساسات مشتری ها اثر مستقیم و مثبت گذاشت؛ بلکه باعث شد مردم بیشتر به اهمیت در آغوش گرفتن یکدیگر فکر کنند.

 

بازاریابی از طریق ایجاد محتوای مناسب

این یکی از انواع روش های بازاریابی است که با ظهور و گسترش اینترنت پدیدار شده است.

با ایجاد محتوای تازه، موثق و مناسب درباره خدمات یا محصولات خود، مشتری را نسبت به کاری که انجام می دهید آگاه کنید.

زمانی که مشتری بداند شما دقیقا چه چیزی به او ارائه می دهید، بهتر می تواند درباره خرید آن تصمیم بگیرد.

شما در محتوایی که تولید می کنید باید نکات برجسته محصول خود را که باعث ایجاد ارزش یا کیفیت در زندگی خریدار می شود، شرح بدهید.

محتوایی که تولید می کنید باید بر اساس استانداردهای سئو باشد؛ در غیر این صورت در نتایج سرچ گوگل جایگاه مناسبی نخواهید داشت.

در ایجاد محتوا با مخاطب روراست باشید و جملات تکراری سایت های دیگر را کپی نکنید. این موضوع در نهایت باعث جلب اعتماد مخاطب خواهد شد.

 

بازاریابی از طریق شرکت در بازارچه های خیریه و کمپین ها

مهم نیست کسب و کار شما کوچک است یا بزرگ، سعی کنید همیشه جلوی چشم مشتری ها باشید!

بازارچه های خیریه معمولا غرفه هایی با قیمت مناسب اجاره می دهند. شما می توانید از این فضا برای معرفی و فروش محصولات خود استفاده کنید. چنین فرصت هایی به شما اجازه می دهد با مشتری ملاقات کنید و حرف و نظرش را به صورت مستقیم بشنوید.

 

بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی

تقریبا همه ما در روز، دقایقی را در فضای شبکه های اجتماعی می گذرانیم. در این بین، صفحه ها و کانال هایی وجود دارد که به آنها علاقه بیشتری داریم و تمام مطالب جدیدشان را دنبال می کنیم.

به همین دلیل، استفاده ازشبکه های اجتماعی مثل تلگرام و اینستاگرام یکی از انواع روش های بازاریابی پرطرفدار و پربازده است.

 

بازاریابی از طریق ایمیل و تلفن همراه

این هم یکی از انواع بازاریابی است که با بیشتر شدن کاربران تلفن همراه و ایمیل، پدیدار شد.

این روش هرچند تا چند سال پیش خوب جواب می داد؛ اما مدتی است که دیگر بازدهی بالا ندارد. چون مردم از حجم بالای پیام های تبلیغاتی روی گوشی همراه یا ایمیل خود خسته و کلافه شده اند.

این روش فقط زمانی جواب می دهد که خود مشتری آن را تقاضا کرده باشد. در این حالت، احتمال باز کردن پیام توسط او بیشتر است.

 

بازاریابی از طریق کمپین یا مسابقه

این یکی از انواع روش های بازاریابی است که تا حدود زیادی با کودک درون مخاطب ارتباط برقرار می کند.

اگر می خواهید مسابقه یا کمپین شما توسط خود مردم به یکدیگر معرفی شود، باید کاری کنید که آنها هیجان‌زده بشوند. این هیجان همیشه در نوع و مقدار جایزه نیست! بلکه بهتر است در طراحی خود کمپین یا مسابقه به کار رفته باشد.

به طور مثال، فضایی ایجاد کنید که مشتری ها به صورت آنلاین یا واقعی، با هم بازی کنند و مسابقه بدهند. یا برای آنها نقشه گنج طراحی کنید. از ایده های تکراری و خسته‌کننده مثل  مسابقه عکس گرفتن با محصول، به شدت پرهیز کنید.

 

بازاریابی درون شرکت یا سازمان

این نوع از بازاریابی زمانی ممکن می شود که مشتری با شرکت شما تماس گرفته یا شخصا به دفترتان آمده است.

در این حالت باید از اصول زبان بدن و فن بیان بیشترین استفاده را بکنید. مشتری را بمباران اطلاعاتی نکنید. او را در منگنه قرار ندهید و کاری نکنید که احساس اجبار کند.

سعی کنید نقش مشاور و دلسوز او را داشته باشید. قصد شما باید کمک کردن باشد، نه به زور چیزی را فروختن.

 

تامز شوز به مشتریان خود قول داد که به ازای خرید هر جفت کفش، یک جفت کفش به کودکان کم بضاعت هدیه بدهد.

 

بازاریابی از طریق علایق و نگرانی های مشترک

اسم آن کمی عجیب به نظر می رسد، اما یکی از بهترین روش های بازاریابی است.

حتما شما هم فروشگاه‌ها، صفحه های مجازی و… را دیده اید که ادعا می کنند درصدی از فروش محصولات خود را به محک، بهزیستی، پناهگاه حیوانات و… می بخشند.

این روزها اکثر افراد دغدغه محیط زیست، افراد کم بضاعت، بیماران و حیوانات بی سرپرست را دارند. یکی از نمونه های موفق چنین بازاریابی مربوط به کارخانه کفش‌سازی Toms Shoes است. این شرکت در یک دوره، به مشتریان قول داد به ازای هر یک جفت کفشی که خریداری شود یک جفت کفش رایگان به کودکان فقیر می دهد.

یادتان نرود: صادق باشید! از قدیم می گویند ماه پشت ابر نمی ماند. از دغدغه ها و نگرانی های خیرخواهانه مشتری های خود سوءاستفاده نکنید. در عوض، مطمئن باشید برکت و فروش بالا در کارتان سرازیر خواهد شد.

 

 

انواع روش های  بازاریابی بسیار بیشتر است

ما در این مقاله که تا حدودی برگفته از این صفحه بود، سعی کردیم شما را با بعضی از پرکاربردترین و پربازده‌ترین انواع روش های بازاریابی آشنا کنیم. البته این روش ها به همین تعداد محدد نمی شوند. از طرف دیگر، توضیح و تشریح هر روش فقط در قالب یک مقاله ممکن نیست.

اگر شما به یادگیری موارد بیشتر و توضیحات مفصل در این زمینه علاقه دارید، پیشنهاد می کنم با کلیک روی بنر زیر به صفحه فیلم سمینار نوبل فروش ۲ رفته و از نحوه دریافت این فیلم مطلع شوید.

 

 

اصلاح الگوهای ذهنی / بخش اول – قسمتی از کتاب نوبل فروش

 

برای اینکه الگوهای ذهنی خود را اصلاح کنیم، باید رسانه های خود را تغییر دهیم.

 

از امروز به بعد چگونه باشید

می خواهیم بدانیم از الان به بعد باید چه کار کرد؟ تا امروز هر چه شده و الگوها و برنامه های ذهنی ما را شکل داده از دستمان خارج بوده؛ اما از این لحظه به بعد به عهده خودمان است تا مسئولیت پذیر باشیم و به موفقیت برسیم. اما چگونه؟!

 

۱)     سپاسگزار باشید

اولین پیشنهاد من به شما آن است که سپاسگزار باشید. شاید بپرسید: سپاسگزاری چه ارتباطی به این دارد که اتفاق خوبی برای من بیوفتد؟ مولانا با زبان شعر به خوبی پاسخ می دهد:

شکر نعمت نعمتت افزون کند

کفر، نعمت از کفت بیرون کند

من می خواهم برایتان تحلیل کنم که چطور شکرگزاری به موفقیت شما در کسب و کارتان ختم می شود.

چرخه سپاسگزاری اول با توجه شروع می شود. این یعنی وقتی من می خواهم از همسر یا همکارم سپاسگزاری کنم، اولین کاری که باید انجام بدهم توجه به او است. باید توجه کنم تا بتوانم در او یک جنبه مثبت پیدا کنم.

پس اول توجه می کنم برای اینکه در او یک جنبه مثبت کشف کنم. بعدش چطور؟ می گوییم: متشکرم که این قدر خوب هستی که وقتی به خانه می روی کار می کنی. سپاسگزارم که این فروش بیشتر را انجام دادی. این سپاسگزاری برای من چه کار می کند؟

سپاسگزاری باعث می شود جنبه مثبت طرف مقابل بیشتر شود. مثلا همکار ما پس از سپاسگذاری از او، با خودش می گوید: «او قدر من را می داند. پس من امروز یک ساعت بیشتر سر کار می مانم و سعی می کنم امروز فروشم بیشتر باشد.» یا همسر ما می گوید: «سعی می کنم فردا شب هم غذای خوشمزه درست کنم.»

 

سپاسگزاری باعث می شود ویژگی مثبت طرف مقابل تقویت شود.

 

تا امروز هر چه شده و الگوها و برنامه های ذهنی ما را شکل داده از دستمان خارج بوده؛ اما از این لحظه به بعد به عهده خودمان است

تا امروز هر چه شده و الگوها و برنامه های ذهنی ما را شکل داده از دستمان خارج بوده؛ اما از این لحظه به بعد به عهده خودمان است

 

این سپاسگزاری چه ارتباط دیگری با موفقیت شما در فروشتان دارد؟

در چرخه فرصت هم مانند سپاسگزاری، ابتدا جنبه مثبتی از کار توجه ما را جلب می کند؛ و ما موفق به کشف آن در فضای کسب و کار خود می شویم. سپس همانطور که ما در سپاسگزاری از شخصی قدردانی می کردیم، در چرخه تشخیص فرصت هم طرح یا ایده ای به ذهن ما می رسد. این همان حس قدردانی است.

سپس نوبت به عمل می رسد. این عمل در چرخه سپاسگزاری، پاداشی است که دریافت می کنید و در چرخه تشخیص فرصت هم، ناب آفرینی است که انجام می شود. (مفهوم ناب آفرینی را اولین بار در دوره های آموزشی ام استفاده کردم و به معنای آن است که آن قدر ایده هایتان گل کند که تبدیل به محصولی ناب شود. روش تولید محصولی ناب را در دوره آموزشی مدیران برتر آموزش می دهم.)

پاداش در چرخه تشخیص فرصت، همان ناب آفرینی است. ما در دوره مدیران برتر، مفصل بر روی ناب آفرینی کار می کنیم. ناب آفرینی به این معناست که هر کاری را که می خواهیم انجام دهیم، بزرگ شروع نمی کنیم و آن را به کوچکترین واحد ممکن تبدیل می کنیم. سپس با عرضه آن به بازار، سعی میکنیم از آن بازخورد بگیریم و آن را بهبود دهیم. این چرخه تشحیص فرصت یکی از توانمندی هایی است که اکثر افراد موفق از آن برخوردار هستند.

اثر سپاسگزاری فوق‌العاده است. می توانید این اثر را تست کنید: به هر جایی وارد می شوید (چه وقتی در فروشگاهی وارد می شوید، چه وقتی مشتری وارد فروشگاه شما می شود، چه وقتی در اداره هستید) سعی کنید یک جنبه مثبت از طرف مقابل پیدا کنید و بلافاصله آن جنبه مثبت را به آن شخص گوشزد کنید. این کار معجزه می کند. به این نوع سپاسگزاری یا کشف جنبه مثبت، اصطلاحا کمپلیمان گویی می گویند.

همین جالا سعی کنید یک نکته مثبت از اولین نفری که به ذهنتان می رسد، بنویسید.

در یکی از کارگاه های آموزش ام که بیش از ۲۰۰ نفر حضور داشتند، از حاضرین خواستم که در لحظه یک ویژگی مثبت کنار دستی‌شان را بگویند. فضای فوق‌العاده‌ای ایجاد شده بود. همه لبخند می زدند و چهره ای راضی داشتند. بعضی از این نکات مثبت را می توانید بخوانید و ببینید که آن ها به کنار دستی‌شان چه گفتند:

  • روابط عمومی خوبی دارد
  • چقدر خوب می تواند احساساتش را بیان کند.
  • افراد زیادی را می شناسد و افراد زیادی هم او را می شناسند.
  • خیلی خوب میز شام را تزئین می کند.
  • سرعت تایپ بالایی دارد.
  • چقدر کم حرف است و پر مغز صحبت می کند.
  • همیشه لبخند بر روی لبانش است.
  • بسیار صادق است و سکوت را به دروغ گفتن ترجیح می دهد.
  • آدمی است که برای شنیدن حرف های دیگران صبر دارد و از شنیدن خسته نمی شود.
  • صدای دلنشینی دارد.
  • هر موضوعی را به خوبی دسته بندی و تحلیل می کند.
  • ذهنش بسیار پویا است.
  • خیلی ریزبین است و به چیزهایی که دیگران نمی بینند، توجه می کند.
  • بسیار پرمحبت و ایثارگر است. اول به بقیه حقوق می دهد و بعد خودش برمی دارد.
  • بیماری باعث نمی شود که او وظایفش را انجام ندهد. سرش برود، قولش نمی رود.
  • خیلی خوش خنده و خوش برخورد است.

 

فرکانسی که از این کار می گیرید مثبت ایت. به نظر شما آیا کسی هست که از این کار فرکانس منفی بگیرد؟ این ها همه اش از تاثیرات مثبت سخن گفتن و جنبه مثبت دیگران را دیدن است. نه تنها خودتان حس مثبت می گیرید، بلکه به دیگران هم حس مثبت می دهید. این یک جادویی هست که می توانید گارد افرادی را که در برابر شما هستند، بشکنید. اگر بتوانید در این مسئله خبره بشوید و به شخص مقابل در اوج عصبانیت، نکته مثبتی را یادآوری کنید، می توانید در فروش غوغا کنید!

اگر در اولین برخورد با مشتریانتان یک نکته مثبت از او بگویید، درجه معجزه بالاتر خواهد بود. این را تمرین کنید. میخواهید راه تمرینش را به شما بگویم؟

مثل من یک دفتر داشته باشید و سعی کنید هر شب قبل از اینکه بخوابید، سه تا پنج اتفاق مثبتی را که در آن روز برایتان افتاده، در آن یادداشت کنید. اصلا هم نیازی نیست که حتما آن دفتر را نگه دارید، اما حتما بنویسید. حتی می توانید آن را در موبایلتان بنویسید. الان در رسانه های اجتماعی موبایلی اتفاق خوبی وجود دارد و آن این است که شما می توانید به خودتان هم پیام بدهید. پس با استفاده از این ابزارها هم می توانید با پیام دادن به خودتان آن سه تا پنج نکته مثبت را یادداشت کنید و بعدا به خود یادآوری کنید.

 

تغییر الگوهای ذهنی به دست خودمان ممکن می شود.

تغییر الگوهای ذهنی به دست خودمان ممکن می شود.

 

برای سفارش کتاب نوبل فروش به این لینک مراجعه کنید.

 

یک راه سپاسگزاری از مشتری: فرایند فروش ساده!

برخی از شرکت ها فرایند فروش پیچیده ای دارند و موجب سردرگمی مشتری می شوند. مثلا این شرکت ها آنقدر درگیر کاغذبازی هستند که مشتری در هر خرید باید وقت زیادی را برای انجام تشریفات اداری صرف کند.

فرایند فروش خود را بررسی کنید و فلسفه وجود هر مرحله را زیر سوال ببرید. مثلا چرا مشتری باید برای واریز پول به بانک برود یا چرا این تعداد از افراد باید برگه خروج کالا از انبار را امضا کنند؟

در کسب و کار شما فرایند فروش چگونه است؟ چطور می توانید آن را ساده تر کنید؟

ساده بودن فرایند فروش، سپاسگزاری اثربخشی است که می توانید از مشتریانتان بابت انتخابشان داشته باشید.

اگر این کار را بکنید، آنها هم در عوض از شما راحت تر و بیشتر خرید می کنند و حتی شما را به دیگران هم معرفی می کنند.

 

از جادوگران سیاه فاصله بگیرید و به جادوگران سفید بپیوندید

 

۲)     زیاد یاد بگیرید و زیادتر اقدام کنید!

پس اولین راهی که به شما کمک می کند فروش خوبی در کسب و کارتان داشته باشید آن است که سپاسگزار باشید. دومین راه چیست؟

دومین راه این است که دنبال یادگیری باشید. اما یادگیری کافی نیست. یادگیری به علاوه اقدام فوری!

یک نکته را در همه برخوردهای خودم با افراد فوق العاده موفق (نه فقط موفق!) دیدم. از افراد فراموفق صحبت می کنم؛ افرادی که وقتی راه می روند از خود انرژی مثبت به جا می گذارند.

افراد فراموفق جادوگران سفیدی هستند که وقتی با آنها صحبت می کنید، پر از انرژی می شوید و حس می کنید باید کاری بکنید. اما در مقابل آنها جادوگران سیاه هستند که وقتی با آنها صحبت می کنید، فکر می کنید که هیچ کاری نمی توانید بکنید.

افراد فوق العاده موفق (جادوگران سفید) افرادی هستند که فاصله بین یادگیری و اقدام کردنشان کوتاه است؛ خیلی کوتاه، خیلی خیلی کوتاه؛ شاید به اندازه یک لحظه!

یعنی اگر در جلسه نکته ای را یاد می گیرند، وقتی از جلسه بیرون می روند به مشتری زنگ می زنند که آن نکته را پیاده کنند. در این جلسه در مورد چیزی که آموخته اند اگر ایده ای به ذهنشان می رسد، آن ایده را یک گوشه یادداشت می کنند که وقتی از جلسه بیرون رفتند، آن را انجام بدهند.

این افراد یاد می گیرند و در راستای یادگیریشان اقدام فوری می کنند. این دومین موردی است که می تواند باعث شود شما نگرشتان نسبت به کسب و کار تغییر کند و برای اینکه فروش بالا در کسب و کارتان داشته باشید آماده شوید.

 

 

مراحل عمر و دوره آمادگی در کسب و کار – قسمتی از کتاب نوبل فروش

 

مهلتی بایست تا خون شیر شد

مولانا

آیا شما هم معتقدید که یک موجود زنده هستید؟

آیا می دانید در وجودتان واحدهای کوچک تری نسبت به این جسمی که دارید، وجود دارد و آنها نیز زنده هستند؟ مثلا قلب، کلیه و شش! همه اجزای بدن ما زنده هستند و باز هم واحدهای کوچک تری از این ها به نام سلول در بدن ما وجود دارد.

همه موجودات زنده چنین ساختاری دارند. یعنی هر موجودی که اجزای زنده‌ای داشته باشد، خودش هم زنده است.

حالا بیابیم سراغ کسب و کارتان!

 

کسب و کار شما از چه چیزی تشکیل شده است؟

تعدادی نیروی انسانی!

این نیروهای انسانی اجزای کسب و کار شما هستند. این نیروهای انسانی زنده هستند. پس کسب و کار شما یک موجود زنده است. هر موجود زنده ای همان لحظه تولد یک دفعه ظاهر نمی شود. قبل از تولد یک دوره آمادگی طی می شود. همه ما یک دفعه در این دنیا ظاهر نشدیم! مادران ما یک دوره بارداری را طی کردند تا به دنیا آمدیم.

در مورد دختر من، وقتی همسرم به من گفت که باردار است و قبل از آنکه دختر کوچکم به دنیا بیاید، تا حدی ناراحت شده بودم. حتی کلی فکرها به سرمان زد که از شر این بچه راحت شویم. البته باورهای مذهبی و اخلاقی من باعث شد این اتفاق نیوفتد و بعد از کلی سر و کله زدن قبول کردیم که این بچه را نگه داریم.

الان سن این بچه دو سال و شش ماه است و ما دلمان نمی آید که چهار ساعت این بچه را کنار مادر من یا مادر همسرم بگذاریم و یک کنسرت یا تئاتر برویم. چون دلمان برایش تنگ می شود.

چه اتفاقی افتاده که موجودی که می خواستیم از شرش راحت شویم الان حتی برای چند ساعت نمی توانیم دوری‌اش را تحمل کنیم؟ هر اتفاقی افتاده، در دوره آمادگی افتاده است. دوره آمادگی مسئله مهمی است که خیلی از ما برای موفقیت در کسب و کار از آن غافل هستیم.

هر موجودی مراحل عمر مشخصی دارد. آماده تولد می شود؛ پس از این آمادگی، متولد می شود و نوزادی را طی می کند، رشد می کند، به بلوغ و تکامل می رسد و کم کم رو به زوال و نابودی می رود.

این مراحل عمر برای انسان، کسب و کار و هر چیزی زنده ای یکسان است. اولین بخش از نمودار عمر، مربوط به دوره آمادگی است که در مورد آن صحبت کردیم. در ادامه با یک مثال این دوره آمادگی را بیشتر توضیح می دهیم.

 

دوران بارداری، همان دوره آمادگی برای پدر و مادر است.

دوران بارداری، همان دوره آمادگی برای پدر و مادر است.

 

برای سفارش کتاب نوبل فروش به این لینک مراجعه کنید.

 

نوزاد و مادر

مثنوی حضرت مولانا چند دفتر دارد. از قضا فاصله سرودن دفتر دوم با دفتر اول زیاد شد. مولانا دو بیتی را در ابتدای دفتر دوم آورده که علت این تاخیر را به شیرینی توضیح می دهد:

مدتی این مثنوی تاخیر شد

مهلتی بایست تا خون شیر شد

تا نزاید بخت تو فرزند نو

خون نگردد شیر شیرین، خوش شنو

در توضیح این دو بیت اینکه قدما معتقد بودند وقتی مادر باردار می شود در سینه های او خون تبدیل به شیر می شود. دلیل این دوره بارداری آن است که در این دوره سینه می تواند از خون، شیر درست کند. بحث علمی آن در اینجا مد نظرم نیست، اما این بیت شاهد مثال صحبتی است که داریم.

اگر قرار است ما کسب و کار پررونقی داشته باشیم؛ و اگر قرار است کسب و کاری داشته باشیم که در آن فروش خوبی انجام شود؛ و اگر قرار است کسب و کاری داشته باشیم که یک بازاریابی درخشان داشته باشد، قاطعانه می گویم قبل از رفتن به دنبال تکنیک های بازاریابی باید دوره آمادگی خوبی داشته باشید.

بعد از دوران آمادگی، مرحله تولد است. در این مرحله شرکت و محصولاتش معرفی می شوند و شرکت در مسیر رشد قدم برمی دارد تا به دوران بلوغ برسد. یکی از سخت ترین دوره ها، دوره بلوغ است. در دوران بلوغ همه چیز در ظاهر رو به راه است؛ ولی اگر در این دوران کارهایی را که لازم است انجام ندهیم، به سرعت این دوران تمام می شود و به دوران افول و سپس مرگ می رسیم.

چاره جلوگیری از مرگ زودرس کسب و کار، نوآوری است. آن هم یک نوآوری بومی شده با ظرفیت های خودتان. چگونگی این نوآوری ها را به طور کامل در دوره «مدیران برتر» آموزش می دهم.

 

 

کتاب صوتی موفقیت

کتاب صوتی موفقیت یا هر کتاب صوتی دیگری از بهترین ابداعات سال های اخیر بوده است.

همگی ما نسبت به قبل روزهای شلوغ تر و وظایف بیشتری داریم. چشم های بعضی هایمان هم شاید دیگر برای خواندن کتاب یاری مان نکند.

به همین دلیل گوش دادن به کتاب صوتی یکی از بهترین روش ها برای عقب نماندن از دنیای پرشتاب امروزی است!

تا همین اواخر کتاب های صوتی به زبان فارسی خیلی انگشت شمار بودند؛ و کتاب صوتی موفقیت که اصلا نایاب بود! اگر شما می خواستید از محتوای کتاب های مطرح در زمینه موفقیت مطلع بشوید، مجبور بودید یا فقط خلاصه آنها را بخوانید یا برای خواندن کل کتاب وقت بگذارید.

اما امروز به لطف کسانی که در این زمینه فعالیت می کنند؛ می توانید کتاب های صوتی موفقیت را هنگام رفت و آمد (پشت فرمان یا در مترو و تاکسی)، شب ها قبل از خواب، زمانی که منتظرید دوست بدقولتان سر قرار برسد و… گوش بدهید.

البته من توصیه می کنم این کتاب ها را فقط یک بار گوش ندهید. تکرار و تکرار و تکرار… این راز حک شدن دانش جدید در ناخودآگاه هست. پیشنهاد دیگرم این است که هرجای کتاب که نکته فوق‌العاده‌ای شنیدید آن را جایی یادداشت کنید. حتی اگر کاغذ و قلم در دسترس ندارید، آن را در قسمت یادداشت تلفن همراهتان بنویسید!

در این مطلب چند کتاب صوتی موفقیت را به شما معرفی می کنیم. لازم نیست تمام کتاب های دنیا را بخوانید یا بشنوید؛ در عوض سعی کنید مطالب و راهکارهای چند کتاب را به خوبی فراگرفته و واقعا در زندگی تان پیاده کنید.

 

معرفی چند کتاب صوتی موفقیت

اول از همه از شما خواهشی دارم. اکثر این کتاب ها در سایت ها و اپلیکیشن های مجاز با قیمتی معقول به فروش می رسند. تصور کنید از زمان خرید، ترجمه، چاپ و سپس تبدیل کتاب به فایل صوتی مناسب چه زحمت هایی کشیده شده است. لطفا این کتاب های صوتی را به صورت رایگان دانلود نکنید.

حالا با من همراه باشید تا چند کتاب صوتی موفقیت را به شما معرفی کنم که خودم از شنیدن آنها لذت و استفاده برده ام.

 

کتاب صوتی راز موفقیت – آنتونی رابینز

آنتونی رابینز را که می شناسید! او یکی از بزرگترین و معروف ترین آموزگاران موفقیت در عصر ماست.

در کتاب صوتی راز موفقیت نوشته آنتونی رابینز، به شما راه حل ‌هایی پیشنهاد می ‌شود تا بتوانید آنچه را که دوست دارید، بدست آورید. ضمن اینکه آنچه را که دارید حفظ کنید! این کتاب راهنمایی عملی برای موفقیت ‌های فردی در طول زندگی است.

 

کتاب صوتی اثر مرکب – دارن هاردی

این کتاب یک شاهکار است! اگر قرار باشد فقط ۵ کتاب عالی در زمینه موفقیت و بهبود عادات فردی بخوانید (یا بشنوید) این کتاب قطعا یکی از آنهاست!

البته باید بدانید که با خرید و نگهداری این کتاب در کتابخانه هیچ معجزه ‌ای اتفاق نخواهد افتاد! باید آموزه های آن را به کار بگیرید و به این باور برسید که موفقیت در یک شب، یک روز و یک ماه به دست نمی‌آید! معجزه با دستان خودتان اتفاق خواهد افتاد. درک اثر مرکب، شما را از انتظار کسب «نتایج سریع» رها خواهد کرد.

 

کتاب صوتی ۱۲ ستون موفقیت – جیم ران

می دانستید جیم ران آموزگار موفقیت افرادی مثل دارن هاردی، آنتونی رابینز و برایان تریسی بوده است؟

پس خواندن کتاب های او و به کار بردن آموزه هایش می تواند حکم نوشیدن آب از سرچشمه را داشته باشد!

افراد موفق، به این دلیل به موفقیت دست یافته‌اند که شایستگی آن‌ را داشته‌اند و شایستگی آنان به این علت حاصل شده است که با اصول موفقیت آشنایی پیدا کرده و آن‌ را به‌کار بسته‌اند.

در این کتاب با این اصول و به عبارت بهتر با ۱۲ ستون موفقیت از زبان جیم ران آشنا خواهید شد.

جیم ران

جیم ران

 

کتاب صوتی تمرکز بر هدف – برایان تریسی

شاید شما هم برایان تریسی بزرگ را با کتاب معروف «قورباغه ات را قورت بده» بشناسید؛ اما او آثار مطرح و معروف دیگر هم دارد.

این کتاب، روش ‌ه‍ای‌ س‍اده‌ و ک‍ارآم‍د ب‍رای‌ آس‍ان‌ ک‍ردن‌ زن‍دگ‍ی‌، دو ب‍راب‍ر ک‍ردن‌ ک‍ارآی‍ی‌ و دس‍ت‌ی‍اب‍ی‌ ب‍ه‌ ت‍م‍ام اه‍داف‌ را به شما آموزش می ‌دهد. تمرکز این کتاب روی رسیدن به هدف‌هایتان است. همانطور که انرژی متمرکز در اشعه لیزر می‌تواند فولاد را برش دهد، توانایی شما درتشخیصِ مهم‌ترین عامل موفقیت‌تان، در هر وضعیتی، شما را قادر می‌ سازد تا در هر کاری به بالاترین ستون موفقیت برسید.

 

کتاب صوتی ماندن در مسیر – وین دایر

وین دایر به هزاران نفر کمک کرده است که اهداف خود را بشناسند و به موفقیت برسند.

همان طور که از اسم این کتاب مشخص است، محتوای آن پیرامون راهکارهایی است که شما در مسیر هدف باقی بمانید و به اصطلاح جا نزنید.

وین دایر در کتاب صوتی ماندن در مسیر به شما کمک می‌ کند تا بر خلاف تلاش دیگران برای خارج کردن شما از مسیر زندگی و موفقیت، نه تنها بتوانید مسیر را بیابید بلکه بتوانید در آن باقی بمانید و به موفقیت ‌های چشم‌گیری برسید.

 

کتاب صوتی قدرت من هستم – جول اوستین

شما در روز از چند جمله «من ….هستم» استفاده می کنید؟ آیا جای خالی را با کلمات منفی پر می کنید یا صفات مثبت؟

جول اوستین در کتاب صوتی «قدرت من هستم» تمام تلاش خود را میکند که به خواننده این پیام را برساند که: هر صفت یا عبارتی که بین دو کلمه من هستم قرار می دهیم، به نحوی آن را به زندگی خود دعوت می کنیم. قدرت این جمله در ناخودآگاه ما بسیار بالاست و می تواند مانند یک شمشیر دولبه عمل کند : به نفع یا به ضرر ما.

دارن هاردی

دارن هاردی

شما هم به گروه شنوندگان کتاب صوتی بپیوندید!

ما در ابر طلایی از طرفداران کتاب های صوتی هستیم. از وقتی زمان های به اصطلاح مرده خودمان را به گوش دادن کتاب اختصاص داده ایم احساس خیلی بهتری داریم. چون نه تنها بهانه ها را برای نخواندن کتاب کنار گذاشته ایم، بلکه هر روز با راهکارها و نکات موفقیت بیشتری آشنا می شویم.

گاهی بعضی از این نکات را در کانال تلگرام یا صفحه اینستاگرام ابرطلایی با شما هم به اشتراک می گذاریم.

البته فقط خواندن و شنیدن این کتاب ها فایده ندارد. باید به آنها عمل کنید!

اگر داستان موفقیت دوستانی را بخوانید که در دوره مدیران برتر شرکت کرده اند؛ متوجه می شوید عمل کردن به دانسته ها، اقدام فوری، بیرون کشیدن ایده ها از دل زندگی روزمره و… چقدر در زندگی شان تفاوت ایجاد کرده است.

این تفاوت ها زمانی موثرتر و قدرتمندتر ظاهر می شوند که توسط یک رهبر کارآفرینی هدایت و راهنمایی شوید…

راستی یک سوال!

اگر زمان و شرایط لازم را برای یک کتاب داشته باشید؛ ترجیح می دهید آن را بخوانید یا به صورت کتاب صوتی بشنوید؟ چرا؟

پاسخ شما برای ما مهم است!

 

 

خودم را دوست دارم!

خودم را دوست دارم!

این جمله چقدر در گفتگوهای روزانه شما با دیگران – یا مهم تر از آن با خودتان – کاربرد دارد؟

دوست داشتن خود موضوعی سوا از خودشیفتگی است. قرار نیست تمام عالم و آدم را برای خودمان و در اختیار خواسته های خودمان ببینیم. بلکه قرار است به خودمان جوری نگاه کنیم که خداوند ما را می بیند… یا نگاهی را داشته باشیم که مادرمان به ما دارد!

یک مادر نقصی در فرزندش نمی بینید، او را به خاطر اشتباهاتش کنار نمی گذارد و همیشه آماده است به او کمک کند که انسان بهتری باشد.

آیا شما زمانی که می گویید خودم را دوست دارم، واقعا از دیدگاه یک مادر مهربان این را می گویید؟ یا با اولین اشتباه خودتان یا بی مهری دیگران، قرار است خود نازنینتان را مورد خشم و غضب قرار بدهید؟

 

خودم را دوست دارم … یا نه؟

شاید تصور کنید خودتان را دوست دارید.

برای اینکه بفهمید واقعا خودتان را دوست دارید یا نه، این شرایط را تصور کنید:

  • با وجود تمرین های زیاد، روز اجرای نهایی روی سن و جلوی تماشاگرها نقش خودتان را خراب کردید.
  • دوستانتان در آزمون ورودی یک سازمان معتبر قبول شده اند اما شما رد شده اید.
  • توی اکثر جمع ها از همه چاق تر / کوتاه تر/ کم حرف تر هستید.
  • حس می کنید نسبت به آن چه جامعه و دیگران از شما انتظار دارند، عقب تر هستید.

در شرایط بالا چه احساسی دارید؟ خشم؟ شرم؟ ناامیدی؟ آیا باز هم با آرامش و از ته دل می گویید خودم را دوست دارم؟

 

خودم را دوست دارم.

خودم را دوست دارم.

 

حالا تصور کنید این اتفاقات برای فرزندتان – یا شخص بسیار عزیز دیگری – رخ داده است.

حالا چه احساسی دارید؟ دلتان می خواهد او را در سالن تئاتر رها کنید و تنها به خانه برگردید؟ چون اضافه وزن دارد یا قدش از دیگران کوتاه تر است، نسبت به او خشمگین یا شرمسار هستید؟

آیا اگر کودک زیباتر یا باهوش تری ببینید، قید فرزند خودتان را می زنید و آن کودک دیگر را در آغوش می گیرید؟

پاسخ به این سوال ها بسیار روشنگر است.

حالا یک بار دیگر از خودتان بپرسید: « آیا خودم را دوست دارم؟ واقعا و حقیقتا؟»

 

دوست داشتن خود چه مزیت هایی دارد؟

شما، مثل من یا هر شخص دیگری، موجودی خاص و بی نظیر هستی.

وجود هر انسان مثل یک صندوق گنج می ماند. متاسفانه برای اکثر افراد در این صندوق تا آخر عمر بسته می ماند. چرا؟ چون کلید باز کردن آن دوست داشتن خود و احترام به خویشتن است.

تصور کنید سالوادور دالی خودش را دوست نمی داشت. در این حالت احتمالا تمام آثار خود را در زیرزمین خانه اش پنهان می کرد، یا اصلا دست به قلمو نمی برد! چون با خودش فکر می کرد یک موجود به درنخور چه چیزی برای ارائه به جهان دارد؟ (وقتی خودمان را دوست نداشته باشیم، همچین افکاری هم خواهیم داشت.)

من تصور می کنم سالوادور دالی روزی چند بار می گفته من خودم را دوست دارم!

کسی که خودش را دوست نداشته باشد، به الوهیت درونش اجازه ظهور و ابراز وجود نمی دهد. استعدادها و توانایی های خودش را مدفون می کند؛ و در نهایت زندگی خودش – و شاید کل جهان را – تحت تاثیر این دیدگاه های منفی قرار می دهد.

یکی از مواردی که ما در دوره مدیران برتر به آن می پردازیم، همین دوست داشتن خود است. شاید این روند در دوره خیلی واضح و برجسته نباشد، اما یکی از پایه های موفقیت دوستانی است که قبلا در آن شرکت کرده اند.

 

 

 

چگونه خودم را دوست داشته باشم؟

دوست داشتن خود معمولا یک شبه اتفاق نمیوفتد. چون ما سال های زیادی را صرف پیدا کردن دلایلی کرده ایم که خودمان را دوست نداشته باشیم.

البته یک سری تکنیک ها و روش هایی هست که با استفاده از آنها، می توانید راحت تر به مسیر دوست داشتن خود برگردید:

  • تنهایی سفر کنید! در این سفر همدم و همراه خودتان خواهید بود. به خواسته های خودتان توجه خواهید کرد و بدون نیاز به شخصی دیگر آنها را برآورده می کنید. متوجه می شوید چه رفیق خوبی برای خودتان هستید!
  • فعالیت های بدنی بیشتری داشته باشید. فعالیت فیزیکی باعث می شود هورمون های شادی و آرامش‌بخش بیشتری در بدن ترشح شود. در نتیجه نسبت به خودتان احساس بهتری خواهید داشت.
  • برای کارهای روزانه برنامه‌ریزی کنید. همین برنامه‌ریزی های کوچک شما را در کارها جلو خواهد برد. در نهایت از خودتان راضی تر خواهید بود.
  • با غریبه های بیشتری ارتباط برقرار کنید. لازم نیست حتما با آنها دوست شوید؛ اما خودتان را از پیله تنهایی و انزوا بیرون بکشید. این تمرین جادو می کند!
  • برنامه خواب و استراحت منظم داشته باشید. روح و ذهن شما نمی تواند در یک بدن خسته، شاداب باقی بماند.
  • هر زمان احساس کردید در حال نفرت ورزی به خودتان هستید؛ کمی از آن شرایط فاصله بگیرید و به خودتان به چشم فرزندتان نگاه کنید. آیا همچنان لایق آن مقدار خشم و نفرت هستید؟ قطعا خیر!

شما چه روش هایی را پیشنهاد می دهید؟

اگر روش های بالا را دوست ندارید، این پیشنهادات را عملی کنید:

  • هر روز چند دقیقه در آینه به خودتان بگویید: من خودم را دوست دارم! اوایل به نظر عجیب می آید اما کم کم اثر فوق‌العاده‌ای خواهد داشت.
  • با کودک درونتان وقت بگذرانید. هرازگاه کاری را که او دوست دارد انجام بدهید: نقاشی، دویدن در پارک، آواز خواندن، درست کردن کاردستی و…
  • به خودتان حق بدهید که اشتباه کنید، گاهی خسته بشوید، بعضی وقت ها احساسات منفی داشته باشید یا گاهی اصلا حس و حال کار کردن نداشته باشید. این شرایط هم طبیعی هستند و هم گذرا.
  • باطن زندگی خودتان را با ظاهر زندگی دیگران مقایسه نکنید. خصوصا در شبکه های اجتماعی مثل اینستاگرام! شما چیزی از کسی کم ندارید. آنها هم مشکلات و کاستی های خودشان را دارند.

خود شما چه ایده هایی دارید؟

 

دوست داشتن خود مهم ترین وظیفه ماست.

دوست داشتن خود مهم ترین وظیفه ماست.

 

دوست داشتن خود مهم ترین وظیفه ماست

این موضوع را دست کم نگیرید.

شما مهم ترین فرد در کل جهان خودتان هستید. من هم مهم ترین شخص در کل جهان خودم هستم. برای هر کس دیگری هم این موضوع صدق می کند.

حالا ما چطور می توانیم انسانی مفید، موفق، شاد، اثرگذار و قدرتمند باشیم اگر مهم ترین شخص دنیایمان را دوست نداشته باشیم؟

کسی که خودش را دوست داشته باشد، دیگران را هم دوست دارد. به آنها صدمه نمی زند، محیط زیست را خانه خودش می داند، کمک کردن به دیگران برایش لذتبخش است و در نهایت تحت حمایت انرژی های مثبت و سازنده قرار دارد.

همین الان با صدای بلند یا در دلتان بگویید من خودم را دوست دارم!

این مهم ترین کاری است که امروز باید انجام بدهید!

خواستن توانستن است! این جمله چقدر واقعیت دارد؟

 

خواستن توانستن است…. این جزو جملاتی است که فرق ندارد با چه فرهنگ و زبانی بزرگ شده باشیم؛ چون همگی آن را بارها شنیدیم!

معمولا درسال های کودکی و نوجوانی با شنیدن این جمله هیجان زده می شویم. با خودمان می گوییم :« حتما همین طوره! فقط کافیه بزرگ بشم یا درسم تموم بشه که برم دنبال خواسته هام و بهشون برسم!»

اما خیلی‌ ها در همان اولین سال های جوانی حسابی سرخورده می شویم. چرا؟ مگر خواستن توانستن نیست؟

 

چند سوال…

قبل از هر چیز، به این سوالات پاسخ بدهید:

 آیا شما جزو افرادی نیستید که خیلی اعتقادی به تلاش کردن ندارند و زود ناامید می‌شوند؟!

آیا شما جزو افرادی نیستید که معتقدند موفقیت، بیشتر حاصل شانس است تا تلاش و پیگیری؟!

آیا شما جزو افرادی نیستید که معتقدند که نافشان با بدشانسی بریده شده؟!

آیا شما جزو افرادی نیستید که معتقدند در زندگی خیلی نمی ‌شود برنامه‌ریزی کرد و هر اتفاقی قرار باشد، پیش می ‌آید؟!

آیا شما جزو افرادی نیستید که معتقدند خوشبینی تأثیری در اتفاقات زندگی ندارد؟!

آیا شما جزو افرادی نیستید که می‌گویند باید واقع‌بین بود و خیلی خوشبین نبود؟!

آیا برای شما هم پیش می ‌آید که به زمین و زمان بدوبیراه بگویید؟

اگر در پاسخ‌ هایتان حتی یک جواب بله داشتید، با ما همراه شوید تا ببینیم قضیه از چه قرار است!

 

خواستن توانستن است.

خواستن توانستن است.

 

اصلا چرا می گویند خواستن توانستن است؟

خب واضح است تا زمانی که تمایل و اشتیاقی نسبت به یک هدف نداشته باشیم، اصلا برای آن قدم از قدم برنمی داریم… پس باید اول بخواهیم!

اما خواستن خالی به توانستن ختم نمی شود!

بیایید کمی در این باره صحبت کنیم که این ضرب المثل اصلا درست هست یا خیر؟

روی صحبت مان در این مقاله بیشتر با کسانی است که از اوضاع فعلی زندگی شان راضی نیستند؛ یا به شرایط خوشبین نیستند.

این افراد احتمالا به همه چیز بدبینند و معتقدند خیلی آینده روشنی در انتظار این سرزمین و وضعیت بازارش نیست.

اگر شما هم جزو این افراد بدبین یا واقع‌بین هستید – غیر از خواندن این مقاله – می توانید با آموزه های کانال تلگرام ما همراه شوید.

 

آیا قوانین فیزیکی ربطی به خواستن توانستن است دارند؟

احتمال می دهم شما هم تا حدودی با قوانین فیزیک کوانتوم آشنا باشید.

حداقل با آن قوانینی که به ضرب المثل معروف «خواستن توانستن است» مربوط است.

فیزیک کوانتومی نسلی جدید از علم فیزیک است که نظریات متحیرکننده‌ای دارد و همگان را شگفت‌زده کرده ‌است.

یکی از آزمایشاتی که به این علم نسبت می‌دهند، بسیار جالب است.

این آزمایش با یک جعبه، یک خرگوش، یک هویچ سمی و یک فردی که از حیوانات نمی‌ ترسد انجام می‌ شود! یعنی کسی که بتواند خرگوش را گرفته و داخل جعبه بگذارد!

فرض کنید در یک جعبه خرگوشی را به همراه یک هویچ آلوده به سم می‌گذاریم و درب جعبه را می ‌بندیم.

بعد از مدتی سراغ جعبه می ‌رویم تا در آن را باز کنیم.

به نظرتان خرگوش زنده است یا خیر؟

با محاسبه احتمالات به اکتفای دانش متدوال، شانس زنده ماندن خرگوش ۵۰ درصد است.

یعنی یا خرگوش هویچ را نخورده و زنده مانده و یا خورده است و مرده!

اما فیزیک کوانتومی چیز دیگری می‌گوید. پاسخ این علم این است:

 

«شما چه می‌خواهید؟

یعنی خواستن، توانستن است.

یعنی آن‌ چه شما می‌خواهید حتی در موضوعی که شانس در آن دخیل است، موثر است!

حالا فهمیدید چرا افراد موفق، همیشه موفقند؟

چرا افراد ثروتمند، هر روز ثروتمندتر می‌شوند؟ چرا فقرا هر روز فقیرتر می‌شوند؟

چرا خوش‌شانس‌ها، همیشه شانس در خانه‌شان را می ‌زند؟

اینجا شاید به دو ضرب المثل دیگر برسیم:

پول پول می آورد.

و

هر چی سنگه مال پای لنگه!

 

نگرش مثبت در موفقیت نقش دارد

نگرش مثبت در موفقیت نقش دارد

 

پس باید خوشبین باشیم؟ مشکلات حل می شود؟

خوشبینی از نظر شما به چه معنی است؟

اگر قرار است بنشینید و با لبخند به در و دیوار نگاه کنید و سپس موفقیت خودش از راه برسد؛ خب خوشبینی دردی را دوا نمی کند.

پس بدبین باشیم؟ چون واقعیت تلخ است و واقع بین بودن همان بدبین بودن است!

با این هم مخالفم. چرا؟

در وهله اول که واقعیت آنقدر که به نظر می رسد تیره و تار نیست. همیشه یک فرصت تازه، یک ایده ناب یا یک معجزه می تواند خودش را نشان بدهد.

از طرف دیگر…اگر خوشبینی ما را به جایی نرساند، بدبینی هم نمی رساند!

اما فرق جریان در حال و هوایی است که با هر کدام از این نگرش ها خواهید داشت.

مسلما زمانی که خوشبین هستید (یا به قول بعضی ها الکی خوش هستید!) در زمان حال، حس بهتری دارید. امیدوار هستید و همین امید، به شما انرژی و انگیزه می دهد.

در صورتی که با بدبینی نه الان حال خوبی دارید و نه قرار است در آینده معجزه ای اتفاق بیوفتد.

 

پس این خواستن توانستن است کجا به درد می خورد؟

پاسخ من این است:

زمانی که برای یادگیری مشتاق باشید، آموزش ها را به کار ببرید، خوشبین باشید، هر روز انگیزه تان را تقویت کنید، چشم ها و گوش های خود را روی موقعیت ها باز نگه دارید و البته تلاش هم بکنید!

پس با همه این مراحل، خواستن توانستن نیست! بلکه فقط قدم اول برای توانستن است.

این موضوعی است که ما در دوره مدیران برتر سرلوحه امور قرار می دهیم. دوره ای که در آن به هر کسی با هر موقعیت شغلی که دارد، کمک می کنیم تا به سمت اهدافش قدم های بلند بردارد.

 

 

پس نقش دیدگاه و قدرت افکار خود را بشناسید

شما هم از این بیت که سروده هوشنگ ابتهاج عزیز است، لذت می برید؟

زندگی زیباست ای زیباپسند

زنده اندیشان به زیبایی رسند

شاعر به درستی و با لطافت، به نقش افکار و دیدگاه های ما در زندگی اشاره کرده است.

اگر می خواهید به زیبایی (یا آرزوها و اهداف) برسید، باید زنده اندیش و زیبابین باشید.

عکس این قضیه هم صادق است. عینک بدبینی به شما فرصت های عالی و زیبایی های زندگی را نشان نمی دهد.

امیدوارم از این به بعد، پیش از آنکه خواستن توانستن است را در زندگی به کار ببرید؛ خوشبینی و امیدواری را چاشنی نگاه‌تان به جهان بکنید.

سپس از یادگیری، کسب تجربه، ایجاد ارتباطات موثر و تلاش کردن غافل نشوید!

ما در ابر طلایی هر روز خود را با همین افکار شروع می کنیم.

شما روز خود را چطور آغازمی کنید؟

 

 

 

 

راز موفقیت فردی یک شخص موفق

موفقیت فردی

دانستن راز موفقیت فردی فردی یک فرد موفق می تواند شروع خوبی باشد! شروعی خوب و پرانرژی برای پا گذاشتن در مسیر اهداف‌مان!

با خواندن و شنیدن راز موفقیت فردی این افراد، انگیزه و اشتیاق ما هم بیشتر می شود؛ و دیگر تصور نمی کنیم دستیابی به هدفمان غیرممکن است.

راز موفقیت فردی برای تمام افراد یکسان نیست چون هر شخص اهداف و دیدگاه های خاص خود را دارد. حتی اگر دو نفر هدف مشترکی داشته باشند، باز هم ممکن است تعریف موفقیت در همان هدف برای هر کدام متفاوت باشد. به همین دلیل است که اکثر راهکارهای موفقیت به نظر کسل کننده یا غیرواقعی می رسند.

با این حال یک سری چارچوب وجود دارد که با رعایت آنها احتمال موفقیت بیشتر می شود.

موفقیت افراد بزرگ بسیار وسوسه انگیز است.

شما هم فکر می کنید آنها از شرایط و فرصت هایی بهره مند بوده اند که اکثر ما نداریم؟ یا شاید هم زیادی خوش شانس هستند؟

خب، با کمی تحقیق و مطالعه در سرگذشت این افراد موفق متوجه می شویم که این طور نیست و خیلی از آنها حتی از زیر صفر شروع کرده اند… و بارها در مسیر زمین خورده اند و بدشانسی هم آورده اند!

بیایید این بار از زوایای جدید و با دقت بیشتری به نگرش ها، اخلاق و رفتار یک فرد موفق نگاه کنیم.

با این کار متوجه می شویم موفقیت حاصل فقط «تلاش بیشتر» نیست، بلکه باید درست و آگاهانه تلاش کنیم.

 

خصوصیات یک فرد موفق چیست؟

راز موفقیت فردی یک فرد موفق قبل از هر چیز در رفتار و عادت های اوست.

شاید تنها تفاوت آنها با دیگران این است که دانسته های خود را به کار می گیرند!

 

در کتاب وضعیت آخر – نوشته تامس ای.هریس – داستان جالبی می خوانیم:

یک جوان بازاریاب از شرکتی مربوط به تجهیزات کشاورزی، سراغ کشاورزان می رفت که محصولات نوین شرکت را به آنها بفروشد. در یکی از ماموریت ها به کشاورزی رسید که به نظر خسته و کلافه می آمد.

جوان گفت: حضرت آقا! اجازه بدهید به شما روش هایی را معرفی کنم که بتوانید کار کشاورزی را بهتر و آسان تر انجام بدهید!

کشاورز پاسخ داد: لازم نیست. اگر می توانی بگو چطور لااقل نصف روش هایی را که از قبل بلدم عملی کنم!

 

آیا شما هم مثل همان کشاورز هستید؟

برای شما یک خبر خوب دارم: عملی کردن دانسته ها آنقدر که به نظر می رسد کار سختی نیست! ما در دوره مدیران برتر به شرکت کنندگان یاد می دهیم چطور روش مناسب خود را پیدا و عملی کنند.

 

راز موفقیت در عادات و رفتار شخص است.

راز موفقیت فردی در عادات و رفتار شخص است.

 

فرد موفق اقدام فوری می کند

تاریخ پر است از ایده های معرکه اما عملی نشده!

راز موفقیت فردی یک فرد موفق در این است که فاصله فکر و عملش کوتاه است.

معمولا ایده های جالبی که به فکر شما می رسد برگرفته از چالش ها و نیازهای روز است. به طور مثال ایده اپلیکیشن های خرید آنلاین زمانی رونق گرفت که دسترسی همگانی به شبکه نت برقرار شده بود؛ از طرف دیگر اکثر افراد شاغل شده بودند و فرصت کافی برای خرید حضوری نداشتند.

آیا این ایده سی سال پیش به ذهن کسی خطور می کرد؟ به احتمال قوی خیر!

پس ایده های بکر شما فقط تا زمانی ارزش دارند که سریع به آنها عمل کنید. چرا؟ چون همان چالش و نیازی که این فکر را در سر شما انداخته است برای دیگران هم وجود دارد. پس احتمالا دیر یا زود این فکر بکر به ذهن کسی دیگر هم می رسد.

در این بین، کسی برنده است که سریع تر اقدام می کند.

این موضوع بسیار مهمی است که در صفحه اینستاگرام هم زیاد به آن می پردازیم.

هر چقدر از اهمیت اقدام فوری بگوییم کم است! اما آیا این اقدام به معنای نسنجیده عمل کردن است! خیر.

برای درک بهتر این موضوع، پیشنهاد می کنم این مطلب را بخوانید: موانع ذهنی و حباب‌های ذهن‌تان را با اقدام فوری بترکانید

 

فرد موفق چه عادات دیگری دارد؟

گفتیم که راز موفقیت فردی در عادات و رفتار نهفته است. در واقع اگر تغییرات کوچکی در رفتار و عملکردهای روزانه بدهیم، مسیر خود را به سمت موفقیت هموار می کنیم.

عاداتی که در ادامه می گوییم، بخش عمده ای از راز موفقیت فردی یک فرد موفق هستند.

 

صبح زود بیدار می شوند

زمانی که شما صبح زود بیدار می شوید از هر لحاظ موفق تر هستید. جادویی در اولین ساعت های صبح وجود دارد که نمی شود وصف کرد. فقط باید امتحان کنید!

جا انداختن این عادت مدتی زمان لازم دارد و اولش سخت است. شما باید شب زودتر بخوابید که استراحت کافی داشته باشید. قبل از خواب نباید با وسایل الکترونیکی مثل گوشی همراه کار کنید (چون نور صفحه باعث بی خوابی می شود) و مجبور می شوید اغلب تفریحات آخر شب را لغو کنید.

نگران نباشید! ارزشش را دارد!

 

حفظ انگیزه در رسیدن به هدف بسیار مهم است.

 

دوستان خود را با دقت انتخاب می کنند

شما هم می دانید که رفتار و عادات ما، میانگین پنج نفری است که بیشترین ارتباط را با آنها داریم. افراد ثروتمند به شدت از اشخاص تنبل، منفی باف، بی خلاقیت و بدون هدف دوری می کنند. آشنایان آنها همگی افرادی هدفمند و تلاشگر هستند.

این افراد به هم کمک می کنند، ایده می دهند، همدیگر را تشویق می کنند و گاهی الگوی یکدیگر می شوند. چنین دوستانی شبیه یک شبکه هستند که دانش، تجربیات و امکانات خود را در اختیار همدیگر قرار می دهند.

خبر خوب بعدی این است که شرکت‌کنندگان دوره مدیران برتر، خودشان تبدیل به چنین جمع مثبتی می شوند.

اگر دوست دارید در مصاحبه رایگان این دوره شرکت کنید، زمان را از دست ندهید! روی بنر زیر کلیک کنید تا کارشناسان ما به شما نوبت بدهند.

 

انگیزه خود را حفظ و تقویت می کنند

انگیزه مانند یک موجود زنده است که برای قوی و زنده ماندن به غذا و مراقبت نیاز دارد. اگر امروز شما اشتیاق زیادی برای یادگیری یک زبان یا مهارت جدید در خود حس می کنید و آن را به عنوان هدفی تازه قرار می دهید، بدون شک هفته ها و ماه های بعد این شوق و ذوق کمرنگ و ضعیف می شود. چاره کار چیست؟ باید انگیزه خود را تغذیه کرده و از آن مراقبت کنید. همین موضوع یک راز موفقیت فردی مهم است.

حفظ انگیزه وقتی تنها هستید ممکن است سخت باشد. شاید شما هم به حمایت یک مربی نیاز داشته باشید. کسی که پیش از شما، ده‌ها نفر را از جاده هدف تا موفقیت همراهی کرده است.

 

هرگز تسلیم نشوید.

شما هیچ چیز از افراد موفق دیگر کم ندارید! فقط شاید راه عملی کردن دانسته ها را بلد نیستید.

آیا شما روشی را برای موفقیت می شناسید که به نظر ساده و کارآمد می آید، اما در عمل فایده ای ندارد؟ برای ما بگویید آن روش چیست….شاید ما بتوانیم در عملی کردن آن به شما کمک کنیم!

 

حفظ انگیزه برای رسیدن به هدف چطور ممکن است؟

حفظ انگیزه موضوع بسیار مهمی برای رسیدن به هدف هاست.

لازم به گفتن نیست که تک تک ما گاهی هیجان زده می شویم و برای خودمان هدفی تعیین می کنیم. حتی ممکن است برای آن برنامه ریزی دقیق و جامعی انجام بدهیم. چند روز تا یک هفته هم به آن برنامه عمل می کنیم و بعدش… بومب!… انگیزه و حوصله مان منهدم می شود و به روال قبل برمی گردیم!

چرا حفظ انگیزه انقدر سخت است؟ ایراد کار در چیست؟ همیشه اول کار همه چیز عالی و کامل به نظر می رسد! چرا هر بار تنبلی به سراغ مان می آید؟

بگذارید من سوال جالب تری بپرسم:

آیا شما واقعا تنبل هستید؟

آیا افراد موفق به این دلیل انگیزه شان را از دست نمی دهند که تنبلی را شکست داده اند؟

برای شما پاسخ جالبی دارم!

تنبلی معلول از دست دادن انگیزه است، نه علت آن!

 

به خودتان برچسب منفی نزنید! خودتان را اسیر زندان تنبلی تصور نکنید! اگر نیاز دارید تصویر ذهنی بهتری از خودتان داشته باشید، با مطالب کانال تلگرام ما همراه باشید.

ابتدا علت را بشناسید تا بتوانید معلول را از میان بردارید.

 

تعریف انگیزه

شما می خواهید انگیزه تان را حفظ کنید؛ اما تعریف‌تان از آن چیست؟

ممکن است چنین جواب هایی به ذهنتان برسد:

انگیزه نیروی لازم برای ادامه دادن مسیر است.

انگیزه مثل سوخت برای باک ماشین است.

انگیزه همان نیرویی است که آدم را به جلو هول می دهد.

بسیار عالی!

اما همان طور که باک هیچ ماشینی فقط با یک بار بنزین زدن تا آخر پر نمی ماند، انگیزه هم نیاز دارد که نو شده یا تقویت بشود.

 

انگیزه نیرویی است که ما را به جلو هول می دهد.

انگیزه نیرویی است که ما را به جلو هول می دهد.

 

ترس یا رضایت؟

انگیزه همان نیرویی است که آدم را به جلو هول می دهد.

چه چیز باعث می شود یک نفر بخواهد به جلو برود؟ یا از جایی (یا موقعیتی) دور بشود؟

ترس یا رضایت.

بیم و امید.

آدمیزاد در دو موقعیت تصمیم به تغییر می گیرد:

  • زمانی که از موقعیت فعلی راضی نیست، پس چشم انداز زیبا و رضایت بخشی را برای آینده متصور می شود.
  • زمانی که از عاملی در شرایط فعلی (یا آینده نزدیک) می ترسد و می خواهد از آن فرار کند.

جالب است که محرک ترس بیش از رضایت در حفظ انگیزه اثر دارد.

 

به این مثال توجه کنید:

حالت اول:

شما بدن سالمی دارید اما برای رسیدن به اندام ایده‌آل باید ده کیلوگرم کم کنید. کم کردن این وزن ساده نیست، اما شما برای آن برنامه می ریزید.

حالت دوم:

پزشک به شما گفته است باید لااقل ده کیلوگرم از وزن خود کم کنید. قلب و ریه شما تحت فشار هستند و این موضوع حیاتی است. شما هم به سرعت سالم ترین روشی را که برای کاهش وزن می شناسید در پیش می گیرید.

در کدام حالت احتمال بیشتری وجود دارد که مسیر کاهش وزن را تا انتها ادامه بدهید؟

طبق آمار تجربی، در حالت دوم انگیزه شما دوام بیشتری خواهد داشت.

حالا به برنامه ای که اخیرا برای خود چیده اید و هدف هایی که دارید توجه کنید:

آیا آنها را به این دلیل انتخاب کرده اید که به رضایت بیشتری برسید یا می خواهید از عواقبی ناخوشایند فرار کنید؟

یک روش برای حفظ انگیزه – هرچند کمی خشن به نظر می رسد – این است که انگیزه خود را به جای رضایت روی ترس سوار کنید.

بگذارید مثالی بزنم:

شما تصمیم گرفته اید صبح ها یک ساعت زودتر بیدار شوید. برنامه دارید در آن یک ساعت، کمی در زمینه شغل و تخصصی که دارید مطالعه کنید. تصویر ذهنی شما از خودتان در چند ماه آینده، یک فرد آگاه‌تر و پخته‌تر است که دیگران برای نظر او ارزش بیشتری قائل می شوند.

این تصویر قشنگ و رضایت بخش است. اما متاسفم… ممکن است بیش از یک هفته به شما انگیزه ندهد!

حالا بیایید به همین هدف از زاویه دیگری نگاه کنیم:

هر کسب و کار و حرفه ای در دنیای امروز به سرعت در حال متحول شدن است. تکنولوژی، دانش، ابزار کار و… مرتب در حال تغییر کردن هستند. با این وضع، چه آینده ای در انتظار کسی است که روزانه لااقل یک ساعت اطلاعات و دانش تخصصی خود را ارتقاء نمی دهد؟ تصویر ترسناک و تاریکی به ذهن می آید. درست است؟ آیا حالا هم یک ساعت زودتر بیدار شدن به اندازه قبل دشوار است؟

می توانید با چنین تغییر کوچکی در زاویه دید، انگیزه خود را بر دلایل دیگری استوار کنید که دوام بیشتری داشته باشد.

 

مطلب مرتبط: راجع به عمل زیبایی ذهن چیزی شنیدید؟

 

انگیزه نیاز به بازیابی و تقویت دارد.

انگیزه نیاز به بازیابی و تقویت دارد.

 

حفظ انگیزه و شناخت از خود

خودتان را بشناسید!

نقاط قوت و ضعف خودتان را پیدا کنید.

حفظ انگیزه بیش از هر چیز، به نیروی ذهن و روان شما متکی است.

قرار نیست ادامه دادن مسیر همیشه مثل روز اول، ساده و لذتبخش باشد. شما باید روش ها و ترفندهایی را بلد باشید که مثل پمپ بنزین در جاده عمل کنند. یعنی هر زمان حس کردید باک ماشین در حال خالی شدن است، آنجا توقف کرده و سوختگیری کنید. یعنی انگیزه خود را بازیابی کنید.

ممکن است همه این روش ها برای شما جواب ندهند. به همین دلیل است که در دوره مدیران برتر، ما به صورت شخصی و اختصاصی برای مسیر شما پمپ بنزین طراحی می کنیم!

حفظ انگیزه به صورت شخصی یا گروهی

تجربه ثابت کرده است که افرادی که هدف یکسانی دارند، می توانند نتایج عالی از گروه های حمایتی بگیرند.

حفظ انگیزه زمانی که فقط خودتان هستید گاهی بسیار سخت می شود.

درست همانجا که حتی نزدیکترین دوستان هم ممکن است خستگی شما را درک نکنند، افراد گروه حمایت مشتاق کمک هستند. آنها جنس خستگی و ناامیدی های شما را می شناسند. همین درد یا اشتیاق مشترک، برای شما همدلی و همزبانی ایجاد می کند.

شاید چنین گروهی برای شما وجود نداشته باشد. در این حالت مربی موفقیت‌تان حامی و تکیه‌گاه شما خواهد بود.

این جمله را یادداشت کنید و جایی بگذارید که هر روز جلوی چشم‌تان باشد:

یاد بگیر وقتی خسته می شوی استراحت کنی؛ نه اینکه همه چیز را ول کنی!

 

داستان موفقیت دیگران برای حفظ انگیزه

یکی از ترفندها برای حفظ یا بازیابی انگیزه، خواندن یا شنیدن داستان موفقیت دیگران است.

هرقدر موقعیت اولیه آنها به شرایط شما نزدیکتر باشد، داستانشان جذاب تر می شود… خصوصا اگر فراز و نشیب مسیری را که طی کرده اند با جزئیات توضیح بدهند.

داستان موفقیت کسانی که در دوره مدیران برتر شرکت کرده اند، شاید به شما روحیه و انرژی بیشتری بدهد.

شاید دوست داشته باشید در مصاحبه رایگان این دوره شرکت کنید. پس برای گرفتن نوبت مصاحبه روی بنر زیر کلیک کنید.

 

مدیران برتر

 

برای ما از موفقیت های بزرگ و کوچکی در در زندگی کسب کرده اید بگویید. خواندن داستان شما به ما و دیگران احساس بهتری می دهد. مطمئن باشید تجربه شما لااقل به یک نفر دیگر کمک می کند که انگیزه اش را حفظ کند.

آیا با خلاقیت خودتان به روش های شخصی و جالبی رسیده اید؟ آیا برای حفظ انگیزه دستاوردهای درخشانی دارید؟ آنها را در قسمت نظرات با ما در میان بگذارید.

شاید روش شما به ما هم انگیزه بیشتری بدهد!